بسم الله الرحمن الرحيم
www.hosein72.i8.com اصول و فنون كلاسداري www.mahdi313.i8.com
قبل از رسيدن به اصل موضوع مقداري از ارزش (خصوصيات) معلم ذكر گردد. معلم سبب نزديك براي حيات روحاني متعلم و افاضه صورت انسانيت حقيقي به اوست , همچنانكه پدر سبب حيات جسماني و صورت انسانيت ظاهري اوست, پس معلم پدر روحاني متعلم است , و بقدري كه روح بر جسم شرافت دارد . معلم از پدر شريفتر است , و بنا بر اين محبت معلم بايد كمتر از محبت حقيقي (خدا) و بيشتر از محبت پدر باشد , و در حديث آمده پدران تو سه دسته اند : يكي آن (كه) تو را توليد كرده كرده , و كسي كه تو را دانش آموخته , و آن كه دخترش را به همسري تو داده , و بهترين اين سه پدر آنست كه تو را تعليم كرده . از ذولقرنين پرسيدند : پدرت را دوستر داري يا معلمت را ؟ گفت : معلمم را , زيرا سبب حيات باقي من است , و پدرم سبب حيات فاني و حضرت امير المومنين (عليه السلام ) فرمودند : مَن عَلَمَني حَرفا فَقَد صَيَرَني عَتدا يعني : هر كه حرفي به من آموخت مرا بنده خود كرد ( نقل از علم اخلاق اسلامي تاليف علامه مهدي نراقي .ره . ج 3 ص
1- تدريس بايد براي رضاي خداوند و قرب الي الله باشد تا هم اثر بخشي داشته باشد و هم مانده گار.
2- در همه امورمان محتاج عنايت ائمه (سلام الله عليه) مي باشيم . پس اول هر تدريس بايد يك توسل (هرچند مختصر) داشته باشيم . ، مثلا خواندن دسته جمعي دعاي فرج ،
3- استفاده از لوازم كمك آموزشي (بستگي به نوع كلاس و امكانات موجود) مثل : تخته ، فيلم، اسلايد، اپك ، كامپيوتر ، كتاب ، ...
4- متربيان متوجه شوند كه مربي آنها را دوست دارد . (اگر معلم داراي صفات اخلاقي و انساني باشد محبوبيت پيدا ميكند)
5- مربي نبايد از خود نقطه ضعف نشان بدهد ولي اگر جائي اشتباه كرد اقرار نمايد .
6- مربي بايد قاطع ، پيگيرو جدي باشد .
7- مربي بايد كاملا بر درس مسلط باشد (مطالعه زياد داشته باشد ) و همچنين علم و روش درس دادن با متدهاي روز را دارا باشد .
8- مربي بايد با اخبار روز آشنا باشد .
9- براي تفهيم مطالب از امثال ، نكته ها ، داستانها ، ... استفاده شود .
10- در هنگام درس تنوع باشد . مثلا: شوخي ، صلوات فرستادن ، راه رفتن ، نشستن ، تغيير لحن صدا، پرسشهاي گوناگون از بين مطالب گفته شده ، ...
11- شروع درس با طرح چند سئوال (ا ز موضوع درسي كه ميخواهد گفته شود) باشد و اهميت درس از جنبه هاي گوناگون ، مثلا از نظر كاربردي گفته شود .
12- در اول از مطالب مهم و سخت و خشك گفته شود . ( چون آمادگي جسمي و ذهني مربي و متربي زياد است)
13- افراد مخل در كلاس را بها بدهيم مثلا مسئوليت دادن ، القاب پر معني ، يا ...( با اين روش هم خلع و كمبودي كه آن افراد دارند پر ميگردد و هم از شر شيطنت آنها راحت شده وهم ... )
14- اگر حادثه غير مترقبه در بين تدريس اتفاق افتد و كلاس از(به اصطلاح) دست برود (مثلا كسي عطسه كند يا پارازيت بيندازد يا... و كل كلاس معطوف آن شود) در اين موقع اگر سخت گيري شود وضع بدتر ميگردد . پس اول يا كمي مكث مينمائيم يا لبخندي زده يا به طريقي با آن وضعيت همراهي نموده و بعد كنترل كلاس را بعهده ميگيريم . ( روش ماهيگيري)
15- در آخر درس يا بين درس خلاصه اي از مطالب گفته شده ، تكرار گردد . و يا خلاصه درس را عمداً اشتباه بگويد تا متعلمان صحيح آن را بگويند و يا از بين درس گفته شده سئوال مطرح نمايد .
كه اين سئوال طرح كردن خواصي دارد از جمله آنها : الف – افراد ممتاز شناخته ميگردند (توسط معلم و متعلم) ب- افرادي كه درس را گوش نكرده بودند و يا متوجه نشده بودند ، درس براي آنها دوباره مرور ميگردد. ج- اين كار خود يك تنوع است. د- حس رقابت در بين متعلمان را برمي انگيزد كه گوش كنند و جواب بدهند ر- معلم روحيه بيشتري ميگيرد ز- و ...
16- معلم بايد قاطع ، پيگير، جدي ، ... باشد.
17- مكان جلسه بايد جائي ساكت و بي تردد باشد . ( چيزي نباشد كه فراگير معطوف به آن شود) بهداشت رواني كلاس
18- تشويق وانذارخوب است . ولي بجا وبه موقع و به اندازه . (كه اگراين موارد رعايت نگردد نتيجه معكوس ميدهد) در ضمن تشويقها و انذارها شكلهاي مختلف دارند (و فقط مادي نيست)
شرايط تشويق : 1- متناسب با كار باشد 2- به موقع باشد 3- بيشتر مبتتني بر ارزشها باشد تا بر اشخاص 4- هماهنگ با معيارهاي عقيدتي ، اخلاقي ، و شرايط فرهنگي باشد 6- تنها براي خدا باشد 7- عامل رشد باشد نه وسيله انحطاط(باعث غرور و غفلت و يا خاموش شدن فعاليت و نظم و ايجاد تنبلي شود) 8- نبايد باعث تحقير و توهين ديگران شود 9- نبايد داراي هزينه فراوان باشد زيرا اولاً محور شخصيت و افتخار را از مسائل معنوي به مادي مي كشاند ثانياً آيا توان تشويق رتبه بالاتر از آنرا داريم يا ديگران آيا توان چنين تشويقهاي پر خرجي مي توانن انجام دهند 10- بايد بر اساس ضوابط باشد نه روابط 11- تشويق بايد هم در بين ديگران باشد و هم خصوصي 12- عادلانه باشد
شرايط تنبيه : 1- به منظور آگاهي و رشد باشد نه انتقام گيري 2- متناسب با تخلف باشد 3- اصلاح كننده باشد نه مخرب 4- به موقع باشد 5- به گونه اي باشد كه شخص مجرم متوجه شود كه مستحق تنبيه است نه به وي ظلم شده 6- داراي مراتب باشد (تذكر ، اخطار ، احضار ، تعليق ، اخراج ، ... ) 7- وسيله اي براي طرد يا حذف ديگران نباشد 8- با توجه به جميع معيارهاي اعتقادي ، اخلاقي ، و لحاظ مقتضيات جامعه صورت پذيرد 9- همراه با قاطعيت باشد 10- اگر در حضور ديگران نباشد اثرش بيشتر است ولي بعضي مواقع بايد در حضور ديگران باشد 11- تنبيه نه در باره خود شخص باشد بلكه در ارتباط با خطاي شخص باشد .
19- تماس با خانواده متربيان بسيار مؤثر است و معلم بايد از تمام دانش آموزان آدرس كامل و شماره تلفن تماس داشته باشد . ( به منظورتفقد و يا تذكرو غيره و يا اگر بتواند در مواقع مختلف مثلا تبريك گفتن اعياد با دانش آموزتماس تلفني داشته باشد، براي معلم موفقيت زيادي در بر دارد)
20- دادن تكليف يكي از روشهاي تفهيم درس است كه بايد با شيوه هاي مختلف اجرا گردد ( مثلا تحقيق يا شاگردي ، شاگرد ديگر را درس بدهد يا فراگير به جاي معلم درس بدهد يا ... ) و كلاً يكي از كارهاي مربي به تفكر واداشتن است .
21- گفتن كلمه آزمون (و يا كلمات ديگر) به جاي كلمه امتحان خيلي بهتر است چون كلمه امتحان استرس آور است .
22- آزمون گرفتن بايد از طرف مربي باشد وتصحيح و اعلام نتايج آن از طرف برگزار كننده گان كلاس باشد . چون ارزش معلم و محبوبيت او و اثر بخشي حرفهاي او با تصحيح و اعلام نتايج كمرنگ ميگردد و ... ( در اين زمان«معمولاً» معلم و استاد تا نمره دروس را اعلام نكرده در بين دانش آموزان ودانش جويان داراي احترام ظاهري است.)
23- هدف از آزمون بايد رشد و كسب علم و يادآوري اطلاعات گذشته باشد نه چيز ديگري . ( در ضمن آزمونهاي ميان دوره اي بسيا ر براي تفهيم مطالب خوب است .)
24- مقايسه دو فراگير با يكديگر در كلاس خيلي تاثير بدي دارد ( منظور اعلام مقايسه است) چون اعلام مقايسه بين دونفر اصطكاك و دشمني بوجود مي آورد و ...
25- شاگرد خوب را نبايد زياد از او در جمع تعريف نمائيم و او را به رخ ديگران بكشيم . چون حس حسادت ديگران را بر عليه او تحريك مينمائيم واو را ناخودآگاه به زحمت مي اندازيم . ( البته به راههاي مختلف بايد او را تشويق نمائيم مثلا در تنهائي و يا بين والدين او و يا بين ديگر مربيان ) « لم يشكر مخلوق لم يشكر خالق»
26- تدريس براي هر سني احتياج به شيوه هاي خاص براي همان مقطع است . مخصوصاً سن بزرگسالان
27- كار عملي در كلاس و گردشهاي علمي و مشاهده عيني تاثير بسيار براي فهم مساتل مي باشد.
28- براي بعضي از دروس معرفي الگو و نمونه ضرورت دارد.
29- مناظره و بحث واستدلال (به روش صحيح و عقلائي وبدور از جدل) انجام گيرد.
30- معلم بايد عمل به علم داشته باشد تا درس او اثر بخشي داشته باشد .
31- داشتن سعه صدر وسعه صبر و تواضع و فروتني براي يك مربي يك امر واجب است .
32- از جمله سجاياي اخلاقي عفو و بخشش و دعوت به نيكي است كه مربي بايد دارا باشد.
33- نظم معلم خود يك الگو براي متربيان ميباشد ( نظم در حضور و غياب – درسها و ....)
34- معلم بايد انتظارات مادي نداشته باشد . ومنظور اين نيست كه حقوق نگيرد بلكه هدف از تدريس پول و مسائل مادي نباشد .
35- تبادل نظر و گرفتن نظرات متربيان براي پيشبرد اهداف ومحبوب شدن معلم بسيار مؤثر است .
36- معلم براي اينكه موارد تدريس را فراموش نكند در برگه كوچكي ، نكته گفتني درس را بنويسد و در كلاس از آن استفاده كند.
37- مربي بايد پس از پايان درس كمي در كلاس درنگ كند تا اگر كسي سئوالي داشت به او دسترسي داشته باشد.
38- براي هر كلاس بايد يك نماينده انتخاب شود كه رابط معلم و دانش آموز باشد و اين رابط بايد شرايطش را دارا باشد و از طرف معلم داراي اختيارات تامه نباشد. ( معلم بايد توسط افرادي نظارت غير مستقيم بر كلاس داشته باشد)
تهيه كننده : محمد رضا معصومزاد ه - رمضان 1424