بسم رب المهدي(عليه السلام)

 

بررسي نقش امام به عنوان انسان كامل ,تجلي هدف خلقت و الگو.

 

مقدمه

 اراده و مشيت الهي بر اين است كه هر عمل و اتفاقي كه در اين عالم رخ ميدهد معلول به علتي باشد و سببي در كار باشد خواه اين سبب نهفته باشد يا آشكارا.نظام عالم طبق خواست حضرت حق نظام علل و معلول يا بقولي نظام اسباب و مسببات است. يعني هيچ عملي نمي تواند بدون علت رخ دهد. البته ممكن است بعضي از اين علل معنوي باشندكه از حيطه فكر و ذهن ما خارجند-مانند معجزات-. مثلا تغيير حالت انسان از خوبي به بدي بدون علت نيست يعني عللي رخ داده است. مثل مجالست با خوبان يا بدان كه كم كم در حالت انسان موثر است و او را منقلب ميكند. اگر با انساني اهل دل مجالست كند به خوبي مي گرايد و اگر با فرد لئيمي هم نشين باشد او را به بدي سوق ميدهد . هر انساني براي اينكه انسان كاملي باشد و به اخلاق حسنه متخلق شود بايد كانون دل خود را به منبع علم و معرفت و خوبيها متصل گرداند تا از ان منبع بتواند افاضه فيض كند و او را از گرداب هلاكت دنيوي نجات دهد. منبع و مبدا افاضه علم قلب امام است                           

 

امامت يعني

امامت واژه عربي و به معناي پيشوايي است.متكلمين معاني متعددي براي امامت بيان كرده اند ,كه جامع ترين انها همان تعريف مشهور است كه:امامت يعني رياست عامه بر جامعه اسلامي در امور دين و دنيا.

اولين مفهومي كه از اين تعريف استفاده ميشود مفهوم رياست است . مفهوم بعدي كه از اين تعريف استفاده ميشود عبارتست از امور دين و دنيا. يعني امام كسي است كه نه تنها در امور دنيا جلودار است بلكه در امور ديني هم پيشواست. رياست او فراگير است و شامل همه امور چه ديني و چه دنيوي ميشود.        

 

ضرورت وجود امام

"مقدمه اول:خداوند انسان را براي تكامل اختياري آفريده است.

مقدمه دوم:تكامل اختياري در گرو شناخت صحيح راجع به سعادت و شقاوت دنيا و آخرت است.

مقدمه سوم:عقل انسان قدرت چنين شناختي ندارد."    محمد تقي مصباح,1375, ص 340.

                لذا راه ديگري بنام وحي ,خداوند در اختيار انسانها قرار داده است تا نقض غرض از خلقت پيش نيايد و حجت بر مردم در اين زمينه تمام گردد.

آخرين دين ديني است كه هم فراتر از زمان باشد- در تمام زمانها تا قيام قيامت مفيد باشد.- و هم فراتر از مكان يعني نه تنها نيازهاي مردم در شبه جزيره عربستان بلكه نيازهاي كل  جهانيان را پا سخگو باشد.

ديگر اينكه ,لازمه ختم نبوت اينست كه دين درمعرض تحريف نباشد.

از طرف ديگر ميدانيم كه دين پيامبر دين خاتم است. لذا دين اسلام هم براي تمام اعصار و مكانها است و هم مصون از تحريف است.

كتاب آسماني اسلام قران است. قران بطور اجمال و كلي حقايق را در خود دارد. تفصيل كليات و ابهامات به عهده پيامبر(ص) است كه كلام او حجت است زيرا از علم خدادادي سرچشمه مي گيرد.از كلام پيامبر(ص) و تفاسير و گفته هاي او در تبيين قران هيچ مجوزي ندارد كه در طول زمان تحريف نشده باشد,بلكه در بعضي امور خود شاهد تحريف كلام پيامبر(ص) هستيم_مانند روش وضو گرفتن_ . در مسايلي كه منفعت مادي نداشته است شاهد اين ماجرا هستيم چه رسد به مواردي كه بهره مالي نيز داشته است.از طرفي شرايط زمان پيامبر چه در مكه و چه در مدينه به نحوي بوده است كه تمام مسايل مورد نياز بشر در زمان پيامبر (ص)گفته نشده است.در مكه به دليل سختگيري شديد كفار و در مدينه به دليل كثرت جنگها.  در بعضي موارد حتي بطور سهو يا بخاطر فراموشي كلام پيامبر (ص) دچار تحريف مي شده است.

بنابر آنچه كه گذشت معلوم مي شود كه بعد از وفات پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)وجود افرادي كه اولا مبين احكام قران باشندوثانيا مانع تحريف كلام پيامبر(ص) شوند ,الزامي است.اگر چنين افرادي نباشند نقض غرض از بعثت پيامبر خاتم (ص) پيش مي ايد. و در يك كلام : امامت مجوز ختم نبوت است.     

 

عصمت امام

            عصمت پيامبر در سه موضوع است. موضوع اول عصمت در زمان دريافت وحي تحقق مي يابد.يعني قلب پيامبر وحي را همانگونه كه مي باشد دريافت مي نمايد.موضوع دوم در مورد تبليغ وحي مي باشد. يعني پيامبر وحي را همان طور كه دريافت كرده است به مردم برساند.موضوع سوم مصونيت از خطا و اشتباه مي باشد. اگر پيامبر دچار خطا و اشتباه شود آيا مي تواند حق هر صاحب حقي راباز گرداند؟آيا مي تواند مردم ظالم را مجازات كند؟آيا مي تواند مردم را به خوبي دعوت كندو آنها را از بدي بترساند؟آيا مي تواند به هركس به اندازه استعداد و ظرفيت وجودي اش علم و معرفت الهي تعليم كند؟

بعضي از عامه مقام عصمت را مختص پيامبران مي دانند و بس. بعضي ديگر مرحله ضعيفتر از انرا در مورد ائمه (ص) معتقدند.اما شيعه بطور عموم عصمت را به معني تام كلمه براي اهل بيت پيامبر(ص) قائلند.

حتما خداوند پيامبر را محفوظ از خطا و اشتباه در كيفيت تلقي وحي و تبليغ آن نگه مي دارد."

اگر پيامبري در مرحله عمل معصوم نباشد و فعل و قول او مخالف يكديگر باشد, متناقضين پيش مي آيد كه در حقيقت يكي مبطل ديگري است و اين از هدف انبيا بدور است. امام نيز كه حافظ شريعت و پاسدار قانون اسلام است از اين نظر با پيامبر هيچ فرقي ندارد.پيامبر(ص) آورنده شريعت است و امام مبلغ آن.

علم امام

امام بايد داراي مقام علم جامع و گسترده اي باشد كه امت و پيروان او بدان مرحله از علم راه پيدا نكرده باشند. درجه اي از آن علم پاك كه لزوم تبعيت پيروان را بدنبال داشته باشد.2در هر جامعه رهبر جامعه بايد اعلم افراد باشد تا آن جامعه در مسير صحيحي پيش برده شود.

رهبر جامعه بمنزله روح جامعه است . به هر اندازه كه اراده رهبر جامعه قويتر باشد, رشد جامعه نيز پيشرفت بيشتري خواهد داشت.

مردم جامعه بمنزله پيكر و جسم مي باشند.نفس واحد جسم واحدي را مي طلبد. رهبر جامعه مردم را اداره مي نمايدو آن ها را در مسير كمال و سعادت يا در مسير شقاوت سوق مي دهد.

 

ولايت تكويني امام به اذن خدا بر سعدا و اشقيا

تمام موجودات عالم دو جنبه دارند .يك جنبه ,جنبه ظاهر موجودات است كه به راحتي قابل ديد و مشاهده مي باشد. جنبه ديگر ,جنبه ملكوتي و امري مخلوقات مي باشد.4 "امام كسي است كه بتواند بني ادم را از جنبه ملكوتي بسوي خدا هدايت نمايد و آن هدايت به امر است كه زماني و مكاني نيست."

امام كسي است كه بواسطه رسيدن به مقام يقين باطن افراد در او مشهود مي شود و با سيطره بر باطن افراد آن ها را هدايت  ميكند. در ائمه بايد نيروي ملكوتيه باشد تا با سيطره بر ظاهر و باطن افراد آن ها را به نهايت تكوين و تشريع برساند.
امام كسي است كه مقام او از نبوت بالاترو شريفتر است  . زيرا نبوت ارائه طريق و آوردن آيات حقه براي اثبات دعوي پيامبري و امامت تبليغ شريعت و رساندن مردم  به اين طريق توسط هدايت به امر مي باشد كه لازمه اين  عمل داشتن نيرويي است كه بتواند بر ملكوت عالم توانا بوده و باطن افراد را مشاهده نمايد.

 

نتيجه كلي بحث

هدف ذات باري از آفرينش انسان, تكامل او و وصول اين موجود به سعادت الهي است. لازمه رسيدن به اين هدف ارتباط سالم و منطقي روح وجسم_دو قالب تشكيل دهنده انسان_ مي باشد. سعادت جسم در گرو اهميت دادن به آن از نظر مادي است و تغذيه آنچه مورد نيازش مي باشد(مشروط بر اينكه اهميت دادن به اين جنبه از وجود, به جنبه ديگر كه والاتر است لطمه اي وارد نسازد.) و سعادت روح در گرو ارتباط با سرچشمه و منبعش مي باشدكه ذات احديت منبع تمام فيوضات است.و غذاي روح و ويتامين روح از منبع لا يتناهي كمالات تامين مي شود.

در راستاي رسيدن به اين هدف والا  راه بسيار دشوار,سنگين و پر پيچ و خم است و لازمه اين كار استعانت و ياري جستن از افرادي است كه در اين زمينه تبحر داشته بلكه خود واسطه فيض به تمام انسانها مي باشند. بنابراين با توجه به سنگيني راه و كثرت دشمنان داخلي و خارجي وجود آدمي,وجود چنين افرادي ضروري و لازم است.

ائمه اطهار(عليهم السلام) وجه الله هستند و آبرودار در خانه خدا مي باشند. آنها الگوي تمام عيار انسانيت مي باشند .آن ها هم معصوم و عاري از خطا و اشتباهند و نيز داراي علم الهي و خدادي مي باشند. لذا با تمسك و توسل به ذات پاك آن ها مي توان به هدف خلقت دست پيدا كرد.

 

والسلام و العاقبه للمتقين

 

خانم  محمود زاده

 

منابع:

 

1.      امام شناسي , سيد محمد حسين حسيني طهراني , جلد اول . 

2.      راهنما شناسي , استاد محمد تقي مصباح , جلد دوم.