بسم الله الرحمن الرحيم
در برخى از منابع تاريخى، راجع به شوخى امام على(ع) با سلمان فارسى مىخوانيم: پيامبر(ص) و امام على(ع) در جايى نشسته و مشغول خوردن خرما بودند، و سلمان فارسى نيز در آنجا حضور داشت.
امام على(ع) از باب مزاح هسته خرمايى را، به طرف سلمان انداخت، اما سلمان كه اين عمل را شوخى آن حضرت پنداشته بود، خطاب به رسول خدا(ص) گفت: ملاحظه مىكنى، امام على(ع) در حالى كه جوان است، با من پيرمرد شوخى مىكند؟
امام على(ع) با شنيدن سخن سلمان فرمود: آيا داستان «دشت ارژن» را فراموش كردهاى؟.. (8) .
«دشت ارژن، دشت وسيعى است در مغرب شيراز، از مناطق ييلاقى شهرستان«كازرون» و داراى مناظر با صفا» (9) در كشور ايران، و آن روزى كه داستان شوخى امامعلى(ع) و سلمان صورت گرفته، آنان در مدينه بودهاند. در دنباله داستان هم آمده: روزگارى سلمان در آن دشت گرفتار شير درنده شده و على(ع) او را نجات داده است (10) .
اما تحمل و تحليل اين داستان، در حالى كه طبق اين متن تاريخى، دهها سال قبلاز ولادت امام على(ع) صورت گرفته، چگونه قابل قبول مىباشد؟
همانطور كه «محدث نورى» هم اعتراف كرده، طبق بيان پيغمبر(ص) كه فرموده:فضايل و امتيازات على بن ابىطالب(ع) در پيشگاه خداوند، آنقدر زياد است، كهقرآن كريم آن را بيش از اندازه شمارش، اعلام نموده است (11) فقط از راه عالم ماورايىو معجزه آن امام عظيم الشان، قابل توجيه خواهد بود.