بسم الله الرحمن الرحيم

7- كانون تربيتى

هنگام ظهور اسلام، بردگى در سراسر جهان آن روز - حتى در مهد تمدن آن زمان يعنى يونان و روم - رواج داشت، و چون لغو چنين پديده گسترده‏اى بيكباره مقدور نبود، اسلام از راههاى مختلفى زمينه لغو تدريجى آن را فراهم ساخت. بدين ترتيب كه از يك طرف راههاى برده‏گيرى را تقليل داده آن را محدود ساخت. از طرف ديگر آزاد سازى بردگان را كفاره بسيارى از گناهان و خطاها و ترك واجبات قرار داد و از اين رهگذر وسائل آزادى آنان را فراهم ساخت. از طرف سوم پيامبر اسلام به مسلمانان توصيه كرد كه با بردگان (همچون عضوى از خانواده) رفتار انسانى داشته باشند و دستور داد صاحبان بردگان از غذاهايى كه خود مى‏خورند و از لباسهايى كه خود مى‏پوشند، به آنان بدهند.

از اين گذشته، آزاد سازى بردگان را آنچنان داراى ارزش و ثواب و فضيلت معرفى كرد كه در روايات ما بسيارى از اعمال صالح صالح، از نظر كثرت ثواب و فضيلت، به آزاد كردن بردگان تشبيه گشته و از اين طريق مسلمانان به اين كار تشويق شده‏اند. مجموع اينها ديدگاه اسلام را در مورد بردگى تا حدى روشن مى‏سازد. (110)

برخورد خاص و ظريف اسلام و پيشوايان آن با مسئله برده و برده دارى را بايد از اين ديدگاه تحليل كرد/

بارى، در بررسى زندگانى امام چهارم نيز موضوع آزاد سازى بردگان به چشم مى‏خورد، اما دامنه و سطح اين عمل به حدى وسيع است كه تنها با محاسبات بالا قابل توجيه نيست و به نظر مى‏رسد كه امام چهارم در اين كار انگيزه‏هاى والاترى داشته است. دقت در اين زمينه نشان مى‏دهد كه امام از اين اقدام نظر تربيتى و انسانى داشته است، بدين معنا كه بردگان را خريدارى كرده مدتى تحت آموزش و تربيت قرار مى‏داد و سپس آزادشان مى‏كرد و آنان به صورت انسانهاى نمونه به فعاليت فرهنگى و تربيتى مى‏پرداختند و پس از آزادى نيز ارتباطشان با امام قطع نمى‏شد/

«على بن طاووس» ضمن اعمال ماه رمضان مى‏نويسد: على بن الحسين (ع) شب آخر ماه رمضان بيست نفر برده (با اندكى بيشتر يا كمتر) را آزاد مى‏كرد و مى‏گفت: خداوند در هر شب رمضان هنگام افطار هفتاد هزار نفر از اهل دوزخ را از عذاب آتش ازاد مى‏كند، و در شب آخر به تعداد كل شبهاى رمضان آزاد مى‏كند، دوست دارم خداوند ببيند كه من در دنيا بردگان خود را آزاد مى‏كنم تا بلكه مرا در روز رستاخيز از آتش دوزخ آزاد سازد/

امام هيچ خدمتگزارى را بيش از يك سال نگه نمى‏داشت. وقتى كه برده‏اى را در اول يا وسط سال به خانه مى‏آورد، شب عيد فطر او را آزاد مى‏ساخت و در سال بعد به جاى او شخص ديگرى را مى‏آورد و باز او را در ماه رمضان آزاد مى‏ساخت و اين روال تا آخر عمر او همچنان ادامه داشت.

اما بردگان سياه پوست را- باوجود آن‏كه به آنان نياز نداشت - مى‏خريد و آنان را در مراسم حج به عرفات مى‏آورد و آن‏گاه كه به سوى مشعر كوچ مى‏كرد، آنان را آزاد مى‏كرد و جوايز مالى به آنان مى‏داد.(111)

به گفته يكى از نويسندگان :همين كه بردگان از اين موضوع خبر مى‏يافتند، خود را از قيد بندگى اعيان و اشراف رها ساخته به خدمت زين العابدين در مى‏آمدند/

زمان مى‏گذشت و ايام سپرى مى‏شد و زين العابدين همچنان به آزاد كردن بندگان مشغول بود. او هر سال و هر ماه و هر روز به مناسبتهاى مخلتف اين امر را تكرار مى‏كرد تا آنجا كه در شهر مدينه گروه عظيمى از بندگان و كنيزان ازاد شده آن حضرت تشكيل شده بود.(112)

چنانكه اشاره شد، از مجموع اينها مى‏توان نتيجه گرفت كه امام با اين برنامه در واقع يك كانون تربتيى به وجود آورده بود: بردگان را خريدارى كرده مدتى تحت تعليم و تربيت قرار مى‏داد و پس از آنكه آنها را آزاد مى‏كرد، هر كدام يك فرد تربيت شده و الگو براى ديگران بودند. آنان پس از آزادى نيز پيوند معنوى خود را با امام قطع نمى‏كردند و به سهم خود ديگران را تحت پوشش تربيتى قرار مى‏دادند. اين برنامه امام، با توجه به محدوديتهايى كه او در ارشاد و هدايت مستقيم جامعه با آن روبرو بود، بسيار درخور توجه و بررسى است. (113)