بسم رب المهدي
فهرست
بشارت به « مهدي » دركتاب جاماسبنامه
پرتوي دركتب عهد قديم (تورات وملحقات آن )
شباهت حضرت مهدي (ع) به پيامبران (ع)
شباهت به حضرت خاتم الانبيا (ص)
بازمي گرددپرستويم زكوچ خانه اش درروزن قلـب من اسـت
بالهايـش مي خورد برآسمان آسمان ازخنده هايش روشن است
سخن گفتن دربارة حضرت مهدي (عج) به نفس كشيدن مي ماند كه گرچه مكرراست ، اما براي ادامه حيات ، ضروري است .
دربارة زندگاني وغيبت وظهورامام زمان (عج) ، كتابهاي بسياري نوشته شده كه مشتمل بر هزاران مجلد است ، با اينهمه ناگفته هاي فراواني باقي مانده است كه بيان وتبيين آنها ، تحقيقاتي گسترده تروتأليفاتي افزون ترمي طلبد .
جملة « بقيه الله » كه ازالقاب معروف آن حضرت است حاكي ازاين است كه خداوند اورا ذخيره كرده ، تاهمة مظلومان وپيامبران وطرفداران توحيد وحق رادركل جهان به آرزو واميدشان برساند .
سلسلة انبيا ازابتدا تازمان خاتم الانبيا داستان حضرت بقيه الله (ارواحنافداه ) راخبرداده بودند . مسلماً حضرت امام زمان(عج) دردوران غيبت كبري نيزنگران ومواظب حال مردم هستند . درروايات فرموده اند : « من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتهً جاهليهً » يعني كسي كه بميرد وامام زمانش رانشناخته باشد مثل مردن جاهليت يعني مشرك وبت پرست مرده است .
دردعاي مأثوري كه امام صادق (ع) به زراره تعليم فرمودند تادرزمان غيبت خوانده شود چنين آمده است : « اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك » خدايا ! خودت رابه من بشناسان كه اگرخودت رابه من نشناساني من پيامبرت رانمي شناسم . « اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك » . خدايا ! پيامبرت رابه من بشناسان كه اگراورا به من نشناساني حجت تويعني امام را نخواهم شناخت . « اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني » خدايا ! حجتت رابه من بشناسان كه اگراورابه من نشناساني ازدين خودگمراه مي شوم .
عقيدة به موضوع مهدويت وظهورمهدي (عج) ازجملةمعتقدات اصولي مذهب شيعة اثني عشري است كه همان پديدآمدن حكومت عدل جهاني درجامعة بشراست واين اميدوآرزوبه برپائي چنين حكومتي عموميت دارد واختصاص به مذهب شيعه ومسلمانان ندارد ودرواقع همه بشربدان چشم دوخته اند . وتحقق آنرامي طلبند . خصوصاً دراين دوره وعصركه ظلم وستم وبيدادگري گسترش پيداكرده وجامعةبشري رافراگرفته ودولتها وقدرتمندان زورگووستمگربراي سلطه واستيلاي چندروزة خودازهيچ گونه ظلم وستمي فروگذاري نمي كنند .
آري چنين حكومتي ديريازودبه علل فراواني به وجودخواهدآمد . اماثبات وپايداري آن وابسته به تحقق عدل الهي درجامعة بشراست كه بايستي بوسيلة شخصي قدرتمندوالهي كه رابطه مستحكمي باحق داردصورت پذيرد . وچون اين خواسته جزء سرشت فطري وطبيعي بشراست لذاانسانهاهم آنرامي پذيرند وايمان مي آورند وبالاخره اين حكومت درجهان عالمگيرمي شود وسايه رحمت آن درجهان گسترده خواهد شد .
وقابل توجه اينكه : باآنكه عصرهريك ازائمه (ع) ويژگيهائي داشته وعلي القاعده توجه آن بزرگواران به مسائل وموضوعات خاص آن دروه معطوف بوده است امابااين حال موضوع حضرت مهدي (ع) همواره موردنظرآنان بوده وبه مناسبتهاي گوناگوني بيانات وپيشگوئيهاي فراواني نموده اند .
بعنوان نمونه :
1- اميرمؤمنان مي فرمايد :
پيامبراسلام فرمود :عمرجهان به پايان نمي رسدمگرآنكه مردي ازنسل حسين امورامت مرادردست گيرد . ودنياراپرازعدل ودادمي كندهم چنانكه ازظلم پرشده است.
2- حسين بن علي (ع) مي فرمايد :
اگرازعمردنيايك روزباقي مانده باشد خداوندآن روزراطولاني مي كند. تاآنكه مردي ازنسل من قيام مي كندودنياراپرازعدل ودادمي ساد . چنانكه ازظلم وستم پرشده است. ازرسول خداشنيدم كه چنين مي فرمود :
3- امام جواد(ع) به عبدالعظيم حسني فرمود :
قائم ماهمان مهدي منتظراست كه درزمان غيبت اوبايد درانتظارش بودودرزمان ظهورش بايداطاعتش كرد . اوسومين فرزندمن خواهدبود . خداوندمتعال كاروي رايك شبه اصلاح مي كند . چنانكه كارموسي كليم الله رادريك شب اصلاح فرمود . اورفت تابراي همسرش آتش بياوردامابامنصب نبوت ورسالت برگشت .
سپس حضرت جواد(ع) فرمود : بهترين اعمال شيعيان ماانتظارظهوروقيام اوست . موضوع مهدويت ومسئله غيبت دراسلام به قدري مسلم است كه دربارة آن كتابهائي تأليف شده است كه تاريخ نگارش بعضي ازآنهاسالها پيش ازتولد حضرت مهدي (ع) بوده است . مثلاً : كتاب المشيخه يكصدسال قبل ازغيبت كبري نوشته شده و اخبار مربوط به غيبت امام مهدي (ع) درآن آمده است .
اودوازدهمين پيشواي معصوم شيعيان است درنيمه شعبان سال 255 هجري قمري درشهرسامراء متولد گرديد . اوهمنام پيامبراسلام وهم كنيه اومي باشد . ولي پيشوايان معصوم ازذكرنام اصلي اونهي فرموده اند .
القاب آن بزرگوارعبارت است از:
حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان ، بقيه الله ومشهورترين آنهامهدي است .
پدربزرگوارش پيشواي يادهم امام حسن عسگري (ع) است ومادروالامقامش بانوي گرامي نرجس خاتون است كه ازاوبه ريحانه وسوسن هم يادشده است .
ميزان فضيلت ومعنويت نرجس خاتون به حديست كه حكيمه خواهرامام هادي (ع) كه خودازبانوان عاليقدرخاندان امامت بوداوراسرآمدوسرورخاندان خويش وخود را خدمتگزاروي ناميد .
آري مهدي (ع) ازچنين مادري والامقام درشهرسامراء درخاندان عصمت وطهارت ودردودمان امامت ديده به جهان گشود . اوچون پدران بزرگوارش پاك وپاكيزه ، نظيف ، وختنه شده به دنياآمدوآنگاه باهفت عضوبه سجده افتادوخداي راسجده نمود .
واين لحظة پرشكوه درپگاه روزجمعه پانزدهم شعبان المعظم 255 هجري قمري اتفاق افتاد. اوپيش ازآفتاب ديده به جهان گشودكههميشه آفتاب راپشت سرنهد .
جناب حكيمه ، عمة امام عسكري (ع) ودخترامام جواد ، اورابغل كردوبه پيشگاه پدربزرگوارش تقديم نمود . دراين هنگام جناب حكيمه مشاهده نموده كه بانورروي بازوي مباركش نوشته شده .
« جاء الحق وزهق الباطل »
كه باانقلاب جهاني اوكاخهاي ظلم واستبدادويران شده ، حكومت واحدجهاني براساس عدالت وآزادي بنيان نهاده خواهد شد .
وبسيارطبيعي بودكه ازنورروي بازوي مقدسش نوشته شود .
« وتمت كلمه ربك صدقاً وعدلاً » .
كه وعده هاي الهي باتولد اوتحقق يافت ونويدهاي انبياء به دست اوانجام خواهد پذيرفت .
به هنگام تولد حضرت ولي عصر(ع) منجمي ، يهودي درقم اقامت داشته كه ازشهرت فراواني برخورداربوده است . (احمدبن اسحق قمي ) كه ازشخصيتهاي معروف قم ووكيل امام حسن عسكري (ع) درقم بوده نزدآن منجم مي آيد ومي گويد .
براي ما درفلان روزمولودي به دنياآمده است . طالع اورابراي ماببين يهودي درجواب مي گويد :
آنچه من ازمحاسبه هاي خودبه دست مي آورم اين است كه اوپيامبر خواهد بود يا وصي پيامبر، اوشرق وغرب جهان راتحت حكومت وسيطرة خوددرخواهدآورد ، من چنين درمي يابم كه احدي درروي زمن نمي ماندجزاينكه دربرابراوتسليم مي شود .
آري ، تولد حضرت مهدي (ع) ازنظردوست ودشمن ترديد ناپذيراست اگرچه درمورد بقاي حضرتش دشمنان براساس اختلاف سخن گفته اند .
وزادگاه اوتابه امروز محافظت شده ومردم ازچهارگوشة جهان به زيارت آن مكان مقدس مي شتابند .
ازاين رهگذرهركس كه امامت پدربزرگوارش راپذيرفته . درولادت ،امامت ،غيبت وظهورآن مهرتابان ترديد نكرده است كه هركس پس ازمشاهدة آن آيات بينات ومعجزات باهرات درحق اوترديد كند. گفتارپيامبراكرم راتكذيب نموده است .
آري اوبه دنيا آمد ، ومادرش نرجس خاتون ، دختريشوعا، پسرقيصرامپراطورروم ، كه مادرش ازاولادحواريون حضرت عيسي مي رسد ، مي باشد .
جناب نرجس خاتون به صورت ناشناس درميان زنهاي پرستاركه براي پانسمان و معالجه مجروحين همراه سپاه حركت مي كردند . همراه لشكرپدرش به راه افتاده بود . اين لشكركه براي جنگ باسپاه اسلام رهسپارجنوب شرقي اروپابودند بجنگ آوران اسلام روبروشده . شكست خوردند وهمه پرستاران به دست مسلمان اسيرشدند .
هنگامي كه اين اسيران درمعرض فروش قرارگرفتند . دخترقيصرخودرابنام (نرجس) معرفي كرد . نرجس ازاسامي رايج دربين كنيزان بود . نرجس خاتون كه دركاخ امپراطوري تربيت يافته بود . تحت رعايت پدرش چندين زبان يادگرفته بود . كه يكي ازآنهاعربي بود وچون زبان عربي دراثرفتوحات اسلامي دراروپا ارزش والائي داشت . نرجس خاتون آنراممارست كرده ، خوب يادگرفته بودوبه خوبي مي توانست به زبان عربي تكلم كند .
رسيدن اسيران به مركزخلافت يعني بغداددرزمان امام هادي (ع) بود . امام هادي كه ازداستان اوباخبرشدومطلع شدكه تابه حال هركس خواسته اوراخريداري كندامتناع ورزيده ، يكي ازياران نزديكش رابه نام : بشربن سليمان ازاولاد (ابوايوب انصاري ) براي خريد اومأمورساخت بانشانه هائي كه امام داده بود ، معامله انجام يافت ونرجس خاتون به محضرامام هادي آورده شد .
امام هادي (ع) كافورخادم رابه خدمت خواهربزرگوارش حكيمه خاتون فرستادواورا به محضرخودفراخواند .
هنگامي كه حكيمه خاتون به محضرامام شرفياب شد ،امام هادي فرمود :
« هاهيه ، فخذيهاوعلميها الفرائض ، فانهازوجه ابني ابي محمدوام القائم »
خواهرجان : « اين همان است ،اورابه منزل برده ،احكام دين وتعاليم عاليه اسلامي رابه اوبياموزكه اوهمسرپسرم ، ابومحمدومادرقائم (ع) مي باشد .»
ازتعبيرامام هادي (ع) دقيقاً معلوم مي شودكه مادرحضرت ولي عصردردودمان امامت به رسم ووصف شناخته شده بوده وآنهادرانتظارفرارسيدن وعدةالهي بوده اند .
ازطرف ديگرنرجس خاتون مانندهراسيرديگردرمعرض فروش قرارنمي گيرد ، درهمه جا كنيزان رابرمشتريهاعرضه مي كنندومشتري كنيزدلخواه خودراانتخاب مي كندولي دراين موردمشتريهارابراوعرضه مي كنند تا اومشتري دلخواه خودرا انتخاب كند .
آري اين همان كنيزي است كه رسول اكرم (ص) داستانش راخبرداده وامامان معصوم يكي پس ازديگري اين داستان راجزء اسرارامامت ازامام پيشين به ارث برده اند وهنگامي كه تحقق اين وعده نزديك شده همة افراددودمان امامت ازآن آگاهه شده درانتظارفرارسيدن آن دقيقه شماري مي كنند .
وبدين سان نرجس خاتون به خانه اي كه خداونداذن ترفيع داده بودراه يافت . نرجس خاتون اين سعادت راپيداكردكه يكتابازماندة الهي ، حجت پروردگار، حضرت صاحب الزمان (ع) رابه دنياآورد. كه ويرانگركاخهاي ظلم واستبدادوبنيانگذارحكومت واحدجهاني گردد .
همة اديان معتقدند درعصرآخرالزمان بشرفطرتاً دراخلاق وامورمعنوي درسيرنزولي به سرمي بردوخودبه تنهايي نمي تواند به اين انحطاط پايان بخشدمگراين كه يك شخصيت آسماني بلندپايه كه ازمبدأ وحي سرچشمه مي گيردظهوركندوجهان راازجهل ، تاريكي ، ظلم وستم و... رهايي بخشد . ازروزگاران كهن داستان ظهورمصلح درآخرالزمانمبناي اصولي داشته وانبياي الهي آن رامتذكرشده اند ،ازجمله : زردشتيان اورا « سوشيانس » ، هندوها « برهمن كلا» يهوديان « يوشع » ، مسيحيان «مسيح وپسرانسان » وبالأ خره مسمانان نجات دهندة خويش را « قائم » قيام كننده و « مهدي » هدايت شده مي نامند .
درواقع پيروان مذاهب مختلف همگي قائل براين امرهستندكه جهان درانتظاراستقرارآن حكومت عدل الهي به سرمي برد وپس ازبروزنشانه هاي ظهورمي توان درانتظارآن حكومت الهي شدكه بشردرسايه اش به امن وامان دست خواهديافت . ان شاء الله
دردين زردشتت كه يكي ازاديان به شمارمي آيدوكتاب زردشتيان اوستا و... [1] نام دارد كه حدود هشتصدسال پس اززردشت تدوين يافت درآيين زردشت موعودهايي معرفي شده كه آنان راسوشيانس مي نامند ، اين موعودهاسه تن بوده اند ازجمله : مهمترين آنان ، آخرين ايشان است كه اوراسوشيان پيروزگرمي خوانند .[2]
سوشيانس پيروزگربه منزلة كريشناي برهمنان ، بوداي پنجم بوداييان ، مسيح يهوديان ، فارقليط [3] عيسويان ومهدي مسلمانان است .
« سوشيانس (نجات دهندة بزرگ ) پس ازظهور، دين رابه جهان رواج خواهدداد ، فقروتنگدستي راريشه كن كرده وايزدان [4] راازدست اهريمن نجات داده ومردم جهان راهم فكروهم گفتاروهم كردارمي گرداند .»[5]
دركتاب جاماسب نامه ، شاگردزردشت مي گويد : « مردي اززمين تازيان وازفرزندان هاشم بيرون آيد مردي بزرگ سروبزرگ تن و بزرگ ساق وبه دين جدخويش بود وزمين راپردادكند . »
« همچنين دركتاب « زند » كه ازكتابهاي مذهبي زردشتيان است آمده : آنگاه پيروزي بزرگ ازطرف ايزدان مي شود واهريمنان رامنقرض مي سازد وتمام اقتداراهريمنان درزمين است ودرآسمان راهي ندارند وبعد ازپيروزي ايزدان وبرانداختن تباراهريمنان ، عالم كيهان به سعادت اصلي خودرسيده بني
آدم برتخت نيك بختي خواهند نشست . »
درجاماسب نامه نيزآمده است :
« پيامبرعرب ، آخرپيامبران باشد كه درميان كوه هاي مكه پيداشود برشترسوارشده وقوام اوشترسواران خواهندبود بابندگان خداچيزخرودبه روش بندگان نشيند اوراسايه نباشد ازپشت سرمثل پيش روببيند ، دين اواشرف ادبيان باشد ، كتاب اوهمة كتاب هاراباطل گرداند دولت او « تازيك » يعني عجم را بر باد دهد دين مجوس را نابئد نمايد و آتشكده هارا خراب كند روز گار پيشدايان كيانيان ساسانيان اشكانيان تمام شود .»
در همين رابطه در قران كريم ميخوانيم :
« ان الذين آمنو واللذين هادوا والصابئين والنصاري والمجوس والذين اشركوا ان الله يفصل بينهم القياهه ان الله علي كل شي شهيد »
« به تحقيق آنان كه ايمان آوردند و آنان كه يهود شدند وصائبان ونصاري وگبران وآنان كه شرك آوردند به درستي كه خدا روز قيامت ميانشان حكم مي كند وخداستكه برهمه چيز گواه است . »
بشارت به « مهدي » دركتاب جاماسبنامه
جاماسب حكيم درزمان « كشتاسب » زندگي مي كرده است ، وي درعلم نجوم بسيارماهر بوده است وكتابي به نام « جاماسب نامه » نگاشته است . دراين كتاب براساس ميزان علم نجوم جدولها ونقشه هايي راكشيده است واززمان خودش تازمان حضرت آدم به طريق قهقرايي عقب رفته است وخصوصيات افراد وحوادق رابيان كرده است . سپس حوادث آينده را اززمان خودش تا قيامت بصورت جدول رسم نموده ووضعيت ها راتوضيح داده است . درباره حوادث اينجا هم مطالبي بيان كرده است تا اينكه به حساب موازين نجومي به وجودمقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) وبه حالات آن حضرت مي رسد .
جاماسب دربارة امام زمان چنين مي نويسد : « آن كسي كه مي آيد ونظام عالم رازنده وبرقرارمي سازد ازنسل پسين وخخشوران وازاولاد « شاه زنان » است واسم او « راهنما » است . وخشوربه معني پيغمبرو « پسين وخشوران » به معني خاتم پيغمبران است . مراد ازشاه زنان نيزحضرت شهربانو(ع) است .
سپس مي نويسد : اوغيبت طولاني دارد ووقتي ظاهرمي شود آثارغريبه اي ازاوبروز مي كند . درمكه ظاهرمي شود . « دود » يعني شيطان رامي كشد . سركردگان شياطين يعني « اسبان » ، « بستر» و « سروش » رابه قتل مي رساند ودجال راهم مي كشد . اينها را به دست حضرت عيسي مي كشد . جاماسب همچنين مي نويسد : اوهفتادپيغمبررا زنده مي كند ، يكي از آنها اشموعيل عابد رسولان بني اسرائيل است كه مراد از او همان اسماعيل صادق الوعد است كه خدا درباره او مي فرمايد : واذكر في الكتاب اسماعيل انه كان صادق الوعد و كان رسولا نبيا اين پيامبران نظام عالم را منظم مي كنند و اهل ظلم و جور و فساد را نابود مي كنند.
آيين هندوستان در حدود 1500سات قبلاز ميلاد مسيح بنياد نهاده شد كه يكي ازپرطرفدارترين دين هاي جهان است دردين هندويي ، فرقه هاي متعددي وجوددارند ازجمله : دوفرقة اصلي خداياني چون « ويشنو» خداي خالق و « شيوا » خداي منهدم كننده رامي پرستند وحداقل 59 فرقة فرعي نيزنوعي خداي شخصي راستايش مي كنند وبت پرستي درسرتاسرهندبه اشكال مختلف وجوددارد .
درآيين هندو ازنجات دهنده وموعودي به نام آواتارا سخن به ميان آمده است ودرمنابع هندوها دركتاب اوپانيشاد مطرح شده است : « مظهرويشنو(مظهردهم) درانقضاي كلي ياعصرآهن سواربراسب سفيدظاهرمي شود ، درحالي كه شمشيربرهنة درخشاني به صورت ستارة دنباله داردردست دارد وشريران راتماماً هلاك مي سازد وخلقت را ازنوتجديد وپاكي را رجعت خواهدداد ، اين مظهردهم درانقضاي عالم ظهورخواهد كرد .»
درهمين رابطه ،شاكموني كه ازاعظم كفرة هنداست دركتاب مذهبي خودمي گويد : « پادشاهي دولت دنيابه فرزند سيدخلايق دوجهان « كشن » بزرگوارتمام شده واوكسي باشد كه بركوه هاي مشرق ومغرب دنياحكم براند وبرابرهاسوارشود وفرشتگان كاركنان اوباشند وجن وانس درخدمت اودرآيند ، دين خدايك دين شود ودين خدازنده گردد ونام اوايستاده وخداشناس باشد . »
دركتاب باسك كه ازكتاب هاي آسماني هندويان به شمارمي رود ، آمده است : « دوردنيابه پادشاه عادلي د رآخرالزمان تمام شود كه پيشواي ملائكه وپريان وآدميان باشد ، حق وراستي با اوهمراه است وآنچه دردرياها ، زمين هاوكوه هاپنهان شده باشد همه رابه دست مي آورد وازآسمان هاوزمين آنچه با شد خبردهد وازاوكسي بزرگتربه دنيا نيايد . »
دركتاب پاتيكل كه ازبزرگان هندويان وبه زعم آنان صاحب كتاب آسماني است راجع به دولت باسعادت حضرت مهدي (ع) اين گونه آمده است :
چون مدت روزتمام شود ودنياي كهنه ، نووزنده گردد ، صاحب ملك تازه ازفرزندان دوپيشواي جهان يكي ناموس آخرالزمان وديگري صديق اكبرپيداشود ، يعني وصي بزرگتروي كه پشن نام دارد ونام آن صاحب ملك تازه ، راهنماست به حق پادشاه شود وخليفة رأم باشد وحكم براند واورامعجزه بسياراست ، هركه پناه به اوبرد ودين پدران او را اختيار كند در نزد رام سرخ روي باشد و آخر دنيا به او تمام شود.
در كتاب « ديد » كه نزد هندويان از كتب آسماني است نقل شده : پس از خرابي دنيا ، پادشاهي در آخر الزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور است و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد و همه كس را از مومن و كافر بشناسد و هر چه از خدا خواهد برآيد .
آيين بودايي 560 سال پيش از ميلاد خضرت مسيح (ع ) به وجود آمد. آيين بودا ، آييني است كه به علت پرطرفداربودن ، قدرت بين المللي به خودگرفت ، ولي همواره با اين امركه تفكربودايي به عنوان يك دين شناخته شود مخالفت شده است ، اگرچه آيين بودايي ازنظرپيروانش يك مذهب ، ازمذاهب به شمارآيد كه صدهاميليون پيرودارد ، كتاب بودائيان پي تاكاس وداماپادا درآيين بودايي مسألة انتظارمطرح است وشخصيت موردانتظاردراين آيين ، بوداي پنجم مي باشد .
آيين يهودخودراپيروان حضرت موسي كليم (ع) مي دانند . [6] درآيين يهودودربين آثارديني آنان موعودنيزبه چشم مي خورد وباتأمل درمجموع آنچه درآثارمقدس يهودآمده ، چهرة سه موعودترسيم مي شود : حضرت مسيح (ع) ، حضرت محمد (ص) ، حضرت مهدي (ع)
به هرحال ، چون يهوديان به حضرت مسيح ايمان نياورده اند بالطبع موعود آنان هنوزظهورنكرده است با اين حساب انتظاردريهوديت كيفيتي ويژه مي يابد ، چون اين قوم به حضرت مسيح وحضرت محمد (ص) نگرويدند ، پس مسألة انتظاربايد براي آنان حساس ونگران كننده باشد .
درهمين رابطه اشعيانبي درتورات نقل كرده است :
« نهالي ازتنة يسي بيرون آمده ، شاخه اي ازريشه هايش خواهدشكفت تاروح خدابراوقرارگيرد كه مسكينان رابه عدالت داوري كند ومظلومان زمين رابه راستي حكم راند وگرگ بابره سكونت كرده وپلنگ بابزغاله خوابد وگوساله وشيرپرواري باهم وطفل كوچك آن ها راخواهد راند ، پس درتمامي كوه مقدس من ، ضرروفسادي ديده نشده ، زيراكه جهان ازمعرفت خداوند پرخواهد شد .»
همچنين دركتاب اشعيانبي نقل شده است :
« كمبرندكمرش (عدالت ) خواهد بود وكمربندميانش (امانت ) گرگ بابره سكونت خواهدداشت وپلنگ بابزغاله خواهدخوابيد وگوساله وشيرپرواري باهم وطفل كوچك آن هاراخواهد راند .»
درتورات آمده است :
« اي ا براهيم دعايت را درحق اسماعيل شنيدم ، اورابركت داده ، بارورگردانيده ،به مقام ارجمند خواهم رساند به وسيلة محمد ودوازده امام ازنسلش ، اوراامتي بزرگ خواهم داد .»
دركتاب (ارمياي تورات) ازجنگ عمومي يادشده كه قبل ازظهورمصلح بزر گ واقع مي شود وايمني براي كسي نمي گذارد وسپس وعدة امن وامان مي دهد ودرباب 23 همان كتاب وعدة پادشاه عادل رامي دهد كه مالك روي زمين مي شود وعالم رابعدازآن كه دوسوم ازاهلش نابودمي شود اصلاح مي كند .
به تحقيق درزمان او « صالحان خواهند شكفت ، وفوروسلامتي خواهد بود ،اوحكمراني خواهد كرد ، ا زدرياتادريا وازنهرتااقصاي جهان » ان شاءالله .
مرويست : آيين مسيحيت درحدود دويست وپنجاه فرقه ومذهب راشامل مي شود كه كاتوليك ، پروتستانت وارتودوكس معروفترين فرقه درآيين مسيحيت است ودراين آيين دربارة ظهورموعود درآخرالزمان اشاراتي درانجيل متي ، لوقا، مرقس ، برنابا ومكاشفات يوحنا آمده است كه آنان نيزدرانتظارحضرت عيسي مسيح (ع) به سرمي برند وعقيده دارند حضرت عيسي ازآسمان هانزول كرده ورستاخيزمردگان صورت خواهدگرفت وآدميان به سزاي اعمال خود خواهند رسيد .
به طورمثال درانجيل متي آمده است :
« توبه كنيد ، زيراملكوت آسمان نزديك است .»
درانجيل لوقانقل شده است :
« كمرهاي خودرابسته ، چراغ هاي خودراافروخته بداريد وشمامانند كساني باشيد كه انتظارآقاي خودرامي كشند كه چه وقت ازعروسي مراجعت كند ، تاهروقت آيد ودررابكوبد ، بي درنگ براي اوبازكنند ، خوشابه حال آن غلامان كه آقاومولاي ايشان چون آيد ،ايشان را بيداريابد ، پس شمانيزمستعدباشيد ، زيرادرساعتي كه گمان نمي بريد پسرانسان مي آيد .»
درانجيل مرقس مي خوانيم :
« پس بيدارباشيد ، زيرانمي دانيد درچه وقت صاحب خانه مي آيد ، درشام ، يانيمه شب ، يا بانگ خروس ، ياصبح مبادا ناگهان آمده ، شماراخفته باشيد ، زيرا نمي دانيد در چه وقت صاحب خانه مي آيد در شام يا نيمه شب يا بانگ خروس ، ياصبح مبادا ناگهان آمده ، شما را خفته يابد .
در يوحناي لاهوتي نيز مي خوانيم :
هر كه غالب آيد و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد او را بر امت ها قدرت خواهيم بخشيد .
در انجيل برنابا[7] آمده است :
من از خدا خواهم خواست و او پيامبر ديگري به شما خواهد داد كه تا ابد با شما باشد .
به تحقيق پيامبران همه آمدند مگر رسول الله ، آن كه زود است بعد از من بيايد ، زيرا كه خدا اين را مي خواهد كه من راه او را آماده نمايم .
پس چون آدم بر قدمهايش برخاست در هوا نوشته اي ديد كه مانند خورشيد مي درخشيد كه نص او «لا اله الا الله ، محمد رسول الله » بود . پس آن وقت آدم دهان بگشودوگفت : پروردگارا! توراشكرمي كنم ، زيراتفضل نمودي ومرا آفريدي وليكن به سويت زاري مي كنم تا اين كه مرابه معناي اين كلمات « محمدرسول الله » آگاه سازي ، پس خداوند جواب داد مرحبا به تواي بندة من ، به درستي كه به تومي گويم : كه نخستين آفريده ام هستي وآن كه توديدي پسرتوست ، زود است بعدازاين سالهاي فراوان به جهان بيايد .»
به اميد آن روزهاي مبارك وميمون كه آخرين فرزند ازخاندان رسول خداحضرت محمد (ص) قدم برچشمان مستضعفان عالم گذاشته وهمة عالميان راازپرتوي وجودش بهره مند گرداند وبه انتظارمنتظران پايان بخشد وطبيب دردهاي همة دردمندان باشد . ان شاء الله
درمكتب اميد بخش اسلام ، مسلمانان جهان نيزدرانتظارموعودوسرورشان حضرت بقيه الله الاعظم ارواحناله الفداء مي باشند ومسألة موعود دراين مكتب ازمسايل بديهي ومسلم بوده وهرمسلماني دراين باره ايمان راسخ دارد ، چنانكه درقرآن مي خوانيم :
« ونريدان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين »
« ما اراده كرده ايم برآنان كه روي زمين به ضعف وزبوني كشيده شده اند منت نهاده وآنان راپيشوايان ووارثان زمين قراردهيم . »
درهمين رابطه اميرمؤمنان (ع) مي فرمايد :
« دنياپس ازچموشي به ماروي مي آورد آن چنان كه شتربدخوبه بچه اش روي مي برد . »
سپس آن حضرت اين آيه راتلاوت فرمود : « ونريد ان نمن ... »
دراحاديث واخبارنقل شده : اهل سنت نيزبه حضرت مهدي (ع) ومسائل مربوط به آن حضرت ايمان دارند ازجمله : گنجي شافعي دركتاب البيان في اخبارصاحب الزمان مي گويد :
« تواترت الاخبارواستفاضت ، بكثره رواتها عن المصطفي (ص) في امرالمهدي (ع) »
« احاديث پيامبراكرم (ص) درباره حضرت مهدي (ع) به دليل راويان بسياري كه دارد ، به حد تواتررسيده است . »
همچنين گنجي شافعي دركتاب البيان فتواي چهارتن ازپيشوايان مذهب سني رادربارة حضرت مهدي (ع) نقل كرده است ازجمله :
حافظ بن حجرهيتمي ، ازمذهب شافعي
ابوالسروراحمدحنفي ، ازمذهب حنفي
محمدبن محمدمالكي ، ازمذهب مالكي
يحيي بن محمدحخنبلي ، ازمذهب حنبلي
درفتواهاي اين چهارتن آمده است كه « اعتقادبه ظهورحضرت مهدي اعتقادي درست است ودربارة اوصاف مهدي وعلائم ظهوراوفتنه هاي آخرالزمان وخروج سفياني و... احاديث صحيح رسيده است . علاوه براين ، ابن حجرتصريح كرده كه اين احاديث متواتراست .
پروردگارا ! خوب مي دانيم نويد پيروزي اسلام رابارها درقرآن كريم بشارت داده اي ومابندگانت همچنان درانتظارآن روزموعودهستيم چنان كه فرموده ايد :
« هوالذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله ولوكره المشركون » .
« اوكسي است كه رسولش راباهدايت وآيين حق فرستاده ، تاآن رابرهمة آيين ها غالب گرداند ، هررچندمشركان كراهت داشته باشند . »
به راستي چه باشكوه است آن روزكه « سرانجام جهان راصالحان زمين به ميراث خواهند گرفت » ومستضعفان غني شده وبينوايان شادي راتجربه خواهند كرد .
حال سلام مابرآن پادشاهي كه باآمدنش غني وفقير، پيروجوان همگي شادخواهند شد ، سلام برآن حضرت كه امتهارا ازسرگرداني وسردرگمي رهايي خواهدبخشيد .
آري ، سلام برمهدي باتمام جوانب ومراتب سلام ، تحيت ودرود خداوند براووپدران بزرگوارش كه تجلي انوارالهي هستند ،سلام براووپدران طاهرين ايشان كه عالم به يمن وجودآن عزيزان برقراراست .
پروردگارا ! اي خالق لم يزل ، مارابه دوستي آن بزرگواران منتفع گردان ودرزمرة اصحاب ايشان محشورسازودعاي مارا ازكرمت مستجاب گردان كه تويي خداي بخشنده ومهربان .
همچنين قرآن مجيد به مؤمنان اين گونه وعده مي دهد :
« لقدكتبنافي الزبورمن بعدالذكران الارض يرثها عبادي الصالحون » .
« درحقيقت ، درزبورپس ازتورات نوشتيم كه زمين رابندگان شايستةما به ارث خواهند برد .»
« وعددالله الذين آمنومنكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم وليبدلنهم من بعدخوفهم امنا يعبدونني لايشركون بي شيئاٍ ومن كفربعدذلك فاولئك هم الفاسقون » .
« خدابه كساني ازشماكه ايمان آورده وكارهاي شايسته كرده اند وعده داده است كه حتماً آنان رادراين سرزمين جانشين (خود) قراردهد ، همان گونه كساني راكه پيش ازآنان بودند جانشين (خود ) قرارداد وآن ديني راكه برايشان پسنديده است به سودشان مستفروبيمشان رابه ايمني مبدل گرداند ، (تا) مراعبادت كنند وچيزي رابامن شريك نگردانند وهركس پس ازآن به كفرگرايد ، آنانند كه نافرمانند .»
قرآن مجيد درموردديگراديان نويدداده ومي فرمايد :
« هوالذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الذين كله ولوكره المشركونن »
اوخداوندي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند ، اگر چه مشركان آن را خوش ندارند .
اين ها چند نمونه از نويدهايي بود كه قران مجيد و پيامبران از آينده اي درخشان و آمدن مصلح جهاني در آخر الزمان خبر داده اند و حال كه مي بينيم رسولان الهي بذر اميد و حيات را در دل مردم خود مي پاشند و در اين رهگذر جوامع بشري هم آرزو دارند تا به آن روز دست يابند ، ما نيز با آن همه بشاراتي كه در قران ديديم و با آن همه اخبار و رواياتي كه از ائمه هدي (ع) شنيديم بايد اخساس مسووليت كرده و وسعت آن هدف والا را دريابيم و همگي در امر فرج يگانه مصلح هستي و رسيدن به آن روز با شكوه تلاش كنيم .
پيامبر اسلام صلي الله عليه واله در اين باره مي فرمايد:
« المهدي منا اهل البيت يصلحه الله عزوجل في ليله »
« مهدي از ما خاندان است و خداوند عزوجل كار قيام او را در يك شب اصلاح مي كند.»
به راستي اگر زمان امر فرج بدين كوتاهي باشد، پس از دست دادن وقت جايز نيست ، در حالي كه طبق شواهد و مدارك ، ما مسلمانان جهان عقيده داريم موعود همه امت ها همان مهدي است كه ظهور مي كندو با قيام شكوهمندش بزرگترين رستاخيز آزادي بخش تحقق مي پذيرد و جهان آلوده به شرك و گناه ، ظلم وستم و...را پاك مي سازد و مظلومان جهان را زير چتر وسايه خود زندگي دوباره مي بخشد .
هم چنان كه در يكي از زيارت هاي حضرت حجت بن الحسن (ع) مي خوانيم :
« السلام علي المهدي الذي و عدالله عزوجل به الامم ان يجمع به الكلم ويلم به الشعث و يملا به الارض قسطا وعدلا و يمكن له وينجزبه وعد المومنين »
« سلام بر مهدي ، آن كس كه خداي عزوجل آمدنش را به امت ها نويد داده تا به وجودش خلق هاي پراكنده را يكي كرده و جهان را كران تا كران از داد و دادگري پر نمايد وبدين سان وعده مومنان را جامه عمل پوشاند.»
به اميد آن روز كه همه اقوام وافكار متحد شده و زير سايه آن آقاي بزرگوارقرار گيرند ، آقايي كه سال هاي متمادي در انتظار اذن ظهور است و عمر گرانمايه خويش را در آرزوي رسيدن به فتح و ظفر نهايي پشت سر مي گذارند ، به اميد آن روز و لحظه كه آن حضرت بتواند مشتي بر سر ظالم زند و دست نوازشي برسرمظلوم كشد وحق رازنده كند وباطل رانابود گرداند . آري ، مهدي تنهاسرداري است كه درعصرظهوروحضورچترستم ظالمان رابرسرخودشان ويران خواهدكرد وچترالطاف بيكران الهي رابرسرمظلومان عالم برافراشته وآنان راحياتي دوباره خواهد بخشيد ، حال بارالها ! درود فراوان فرست برمحمدوآل محمدوديدارآخرين حجت ازخاندان شريف رابرما ارزاني دارتا بارؤيت آن سيماي ملكوتي جان دوباره گيريم . ان شاء الله
پرتوي دركتب عهد قديم (تورات وملحقات آن )
دركتاب « ميزاميرداود » مزمور37 چنين مي خوانيم : « ... زيراكه شريران منقطع خواهند شد ، وامامتوكلان به خداوند وارث زمين خواهند شد ، همان ، بعدازاندك مدتي شريرنخواهد بود ، درمكانش تامل خواهي كردونخواهدبود ، اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند شد »
ونيزدرهمان مزمور37 (ازمزاميرداود) جمله 22 مي خوانيم : زيرا « متبركان خداوند » وارث زمين خواهند شد ، اما ملعونان وي منقطع خواهند شد .
ونيزدرجمله 29 درهمان مزمورآمده است : « صديقان وارث زمين شده ابدادرآن ساكن خواهند شد » .
دركتاب « حقوق نبي » ، فصل 7 مي خوانيم : « ... واگرچه تأخيرنمايد ، برايش منتظرباش . زيراكه البته خواهدآمد ودرنك نخواهدنمود ، بلكه جميع امتهارانزدخويش جمع مي كند ، وتمامي رابراي خويشتن فراهم مي كند » .
دركتاب « اشعياي نبي » فصل 11 دربحثي كه سراسرتشبيه است مي خوانيم :
ونهالي از تنه يسي برآمده شاخه اي از شاخه هايش قد خواهد كشيد.....
ذليلان را به عدالت حكم ، و براي مسكينان زمين به راستي تنبيه (و مايه بيداري ) خواهد بود....
كمر بند كمرش عدالت ،
ووفا نظاق ميانش خواهد بود،
و گرگ با بره سكونت داشته ،...
وطفل كوچك راعي (شبان ) ايشان خواهد بود....
و در تمامي كوه مقدس من هيچ ضرر و فساد نخواهند كرد.
زيرا كه زمين از دانش خداوند ، مثل آبهايي كه دريا را فرو مي گيرند، پر خواهد شد.
نشانه هايي در كتب عهد جديد(اناجيل و ملحقات آن )
در انجيل «متي » فصل 24 مي خوانيم :
چون كه برق از مشرق بيرون مي آيد و تا به مغرب ظاهر مي گردد ، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود....
خواهند ديد فرزند انسان را برابر هاي آسمان كه مي آيد با قدرت و جلال عظيم !
و فرشته هاي خود را (ياران خود را )خواهد فرستاد با صور بلند آواز.
وآنان برگزيدگانشانرا جمع خواهند نمود.
و در انجيل «طوقا » فصل دوازدهم آمده است :
كمر هاي خود را بسته و چراغهاي خود را افروخته داريد.
و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود مي كشند،
تاهر وقت بيايد ودر را بكوبد بيدرنگ براي او باز كنيد!
اين عقيده در ميان چينيان و مصريان ومانند آنها
در كتاب علائم ظهور ( گردآوري يكي از دوستان صادق هدايت ) در صفحه 47 مي خوانيم :
قسمت اعظم ترجمه متن هاي پهلوي «صادق » در باره ظهور و علائم ظهور است و اگر رويهمرفته نيز به همه متون پهلوي صادق توجه كنيم بايد بگوئيم تماما جنبه مذهبي دارد.
موضوع ظهور و علائم ظهور موضوعي است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميت خاصي است .... به قول صادق : صر ف نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين ارزو را تشكيل مي دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريت و طالب تكامل معنوي آن وقتي كه از همه ناميد مي شود و مي بيند كه وجود اين همه ترقيات فكري وعلمي شگفت انگيزبازمتأسفانه بشريت غافل وبيخبر،روزبه روز، خودرابه سوي فسادوتباهي مي كشاند ، وبيشترازخداوند بزرگ دوري مي جويد ، وبيشترازاوامراوسرپيچي مي كند ، بنابه فطرت ذاتي خود متوجه درگاه خداوند بزرگ مي شود وازاوبراي رفع ظلم وفساد ياري مي جويد !.
ازاين رودرهمه قرون واعصارآرزوي يك مصلح بزرگ جهاني دردلهاي خداپرستان وجود داشته است واين آرزونه تنها درميان پيروان مذاهب بزرگ ، مانند زردشتي ويهودي ومسيحي ومسلمان سابقه دارد ، بلكه آثارآن رادركتابهاي قديم چينيان ، ودرعقايدهنديان ، ودربين اهالي اسكانديناوي وحتي درميان مصريان قديم ، وبوميان وحتي مكزيك ، ونظايرآنها نيزمي توان يافت . »
شعاع اين فكردرميان غربيها
عقيده به ظهوريك رهائي بخش بزرگ وبرچيده شدن بساط ظلم وستم ازميان انسانها ، وحكومت حق وعدالت منحصربه شرقيها ومذاهب شرقي نيست ، بلكه يك اعتقادعمومي وجهاني است كه چهره هاي مختلف آن درعقايد اقوام گوناگون ديده مي شود ، وهمه روشنگراين حقيقت است كه اين اعتقادكهن ريشه اي درفطرت ونهادانساني ؛ ودردعوت همه پيامبران ، داشته است .
دركتاب « ديبا چه اي بررهبري » ضمن بيان وجودانتظارظهوريك منجي بزرگ درميان اقوام مختلف غربي ، وبهره برداري پاره اي ازافراد ازيك چنين انتظارعمومي ، نام پنج نفرازمدعيان راكه ازانگلستان برخاستند به عنوان جيمزنايلورويوحناسوثكات وريچاردبرادرز وجان نيكولزتام وهنري جيمزپرنس راذكرمي كند ، وازبرناردباربرجامعه شناس آمريكائي دررساله « نهضت منجي گري » وجود چنين اعتقادي را، حتي درميان سرخ پوستان آمريكائي نقل كرده مي گويد :
درميان قبائل سرخ پوست آمريكائي ... اين عقيده شايع است كه روزي گردسرخ پوستان ظهورخواهدكرد وآنها رابه بهشت زمين رهنمون خواهدشد .
تنها تا پيش ازسال 1890 بالغ بربيست نوع ازاين نهضت ها درتاريخ آمريكا ضبط شده است . دربحثي كه ازكتاب « علائم الظهور» سابقا آورديم تصريح شده بود كه : « آثاراين عقيده رادرميان اهالي اسكانديناوي وبوميان مكزيك ونظايرآنها نيزمي توان يافت .
ازمجموع آنچه گفتيم ، نتيجه مي گيريم كه اين انتظارجنبه منطقه اي ندارد ، انتظاري است همه گيروگسترده ودرسطح جهاني ، وسرانجام شاهدي است برفطري بودن اين اعتقاد .
ايمان وتوجه به اين واقعيت فطري كه عقل وخردنيزپشتيبان آن است چگونه ابرهاي تيره وتاريأس وبدبيني را ازآسمان روح انسان دورساخته ، واورابراي آينده روشني بسيج وآماده مي كند ، نيروها را آماده تر، افكاررابيدارتر، آمادگيها را افزونتر، انقلابها راسريعتر، عشقها را آتشينتروراه رابراي رسيدن به يك جامعه انساني به معني واقعي كلمه هموارترمي سازد .
شباهت حضرت مهدي (ع) به پيامبران (ع)
درموردشباهت نيزبايد گفت : حضرت مهدي تنهابازمانده ازانبياواوليا(ع) مي باشند وهر آنچه كه آن بزرگواران دارابوده اند ازعلم ، قدرت ، معجزه وغيره همگي درحال حاضردراختيارحضرت ولي عصرمي باشد .
خداوندمتعال حضرت آدم راخليفة خوددرتمام زمين قراردادودرقرآن مجيد دربارة اوچنين فرموده است :
« اني جاعل في الارض خليفه »
« من درزمين جانشيني خواهم گماشت . »
همچنين خداوند امام زمان رانيزخليفة خوددرروي زمين قرارخواهند داد ، چنان كه درقرآن كريم آمده است :
« وعدالله الذين آمنوامنكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض »
« خدابه كساني ازشماكه ايمان آورده وكارهاي شايسته كرده اند ، وعده داده است كه حتما“ آنان رادراين سرزمين جانشين (خود) قراردهد .»
امام صادق (ع) فرمود : اوقائم آل محمداست وهنگام ظهورش درمكة معظمه دست برصورت مي كشدومي گويد :
« الحمدلله الذي صرقناوعده ، واورثناالارض نتبوا من الجنه حيث نشاء ، فنعم اجرالعاملين »
تمامي حمدمخصوص خداوندي است كه وعده اش رادرحق ماتحقق بخشيد وماراوارث زمين گردانيد ، از(بهشت ) هركجابخواهيم مسكن مي گزينيم ، كه پاداش عمل كنندگان چقدرنيكوست .»
ازامام جعفرصادق وامام هادي (ع) روايت شده است كه حضرت نوح 2500 سال عمركرد به همين دليل اوراشيخ الانبياء مي نامند .
حضرت امام زمان (ع) بنابه روايات مذكوردرنيمة شعبان سال 255 هـ . ق متولد شد و اكنون عمرشريف ايشان 1164 سال مي باشد واونيزشيخ الاوصياء نام گرفته است .
شباهت به حضرت هود (ع)
روايت شده خداوند امت حضرت هودراباباد عقيم هلاك كرد .
« في عاداذ ارسلنا عليهم الريح العقيم »
« در(ماجراي ) عادچون بر(سر) آنان بادمهلك رافرستاديم .»
درموردآقا امام زمان نيزچنان است كه خداوندبه وجوداوجمعي ازكافران راباباد سياهي نابود مي كند .
روايت است دوران حمل وولايت حضرت ابراهيم مخفيانه بود ، امام زمان نيزحمل وولادتش مخفي بوده است .
حضرت ابراهيم دوغيبت داشت ، امام زمان هم داراي دوغيبت است . حضرت ابراهيم ازمردم زمان خودعزلت گزيد ، حضرت مهدي نيزازمردم دوري مي جويد .
حضرت ابراهيم هنگامي كه درآتش افكنده شد ، جبرئيل برايش جامه اي ازبهشت آورده وخداوند ابراهيم را ازآتش نجات داد ، همچنان كه درقرآن مي خوانيم :
« قلناياناركوني بردا“ وسلاما“ علي ابراهيم »
« گفتيم : اي آتش براي ابراهيم سردوبي آسيب باش .»
حضرت قائم نيزهنگامي كه قيام كندهمان جامه راخواهد پوشيد .
امام صادق (ع) دراين باره فرموده اند :
هنگامي كه قائم خروج كند ، شخصي ازاصفهان نزدآن حضرت مي آيد ومعجزة حضرت ابراهيم خليل الرحمان راتقاضامي كند ، پس آن جناب دستورمي دهدكه آتش عظيمي برافروزند واين آيه رامي خواند :
« فسبحان الذي بيده ملكوت كل شي ء واليه ترجعون »
« پس پاك ومنزه خدايي كه ملك وملكوت هرموجودبه دست قدرت اووبازگشت شماهمة خلايق به سوي اوست .»
سپس آن حضرت داخل آتش مي شود وبه سلامت ازآن بيرون مي آيد ، آن مرد اين معجزه راانكاركرده ومي گويد : اين سحراست ، پس آن حضرت به آتش دستورگرفتن اورا مي دهد وآتش اورامي گيرد ومي سوزاند ، حضرت مي فرمايد : اين جزاي كسي است كه صاحب الزمان وحجت الرحمان راانكارنمايد .
فرشتگان براي ياري حضرت لوط آمدند .
« قالوا يالوط انا رسل ربك لن يصلوا اليك »
« گفتند اي لوط ! همانا مافرستادگان پرودگارت هستيم ، هرگزدست آزارآنان به تونمي رسد .»
فرشتگان نيزبراي ياري به آقا امام زمان فرودخواهند آمد .
حضرت نرجس (ع) هنگام تولد مولود ، نوردرخشنده اي مشاهده كردكه ازآن حضرت آشكارشده وتا افق آسمان پركشيده وآنگاه پرندگان سفيدي راديدكه ازآسمان فرودمي آيند وبال هاي خودرابرسروصورت وبدن آن بزرگوارمي كشند وسپس پروازمي كنند ، وقتي آن بانوي مكرمه ازحضرت ابومحمد ( امام عسكري ع ) درموردمشاهدة خودسؤال كردند ، حضرت ابتداتبمسي كرده وسپس فرمودند :
« اين هافرشتگاني هستند ، فرودآمده اند تابه اين مولود تبريك گويند واين هاياران اوخواهند بودهنگامي كه خروج مي كند .»
حضرت يوسف زيباترين اهل زمان خودبود ، امام زمان نيززيباترين اهل زمان خوداست . خداوندامرحضرت يوسف رادريك شب اصلاح فرمودكه پادشاه مصرشد ، خداوند نيزامرآقا امام زمان رادريك شب اصلاح مي فرمايد . پس درآن شب ياران آن حضرت ازدورترين نقاط جهان به دوراوجمع شده وآن حضرت برجهان سلطه خواهند يافت .
خداوندمتعال عمرحضرت خضرراطولاني كرده است ، آقا امنام زمان نيزعمرش طولاني است وحكمت اين كه عمرحضرت خضرطولاني شده دليلي برطول عمرآن بزرگواراست .
« امابندة صالح ،حضرت خضركه خداي تبارك وتعالي براي اوعمرطولاني داده است ،براي اين نيست كه درآينده به پيامبري برگزيده شود ، ياكتاب براونازل گردد ، ياشريعتي براي اوتشريع شود تابه وسيلة آن اديان پيشين نسخ گردد ، يارهبري امتي به اواعطاشود واطاعتش واجب گردد ، بلكه فقط براي اين است كه درعلم ازلي خداي تبارك وتعالي مقدربودكه عمرقائم مادرزمانا غيبت بسيارطولاني باشد ومي دانست كه بسياري ازمردمان ، اين عمربسيارطولاني را انكارخواهند نمود ، خدايش اوراعمربسيارطولاني داد ، بدون اين كه سبب ديگري داشته باشد ، بلكه فقط براي اين كه باعمرطولاني اوبه عمرطولاني حضرت قائم استدلال گردد وبدين وسيله حجت بردشمنان لجوج تمام شود تامردمان رادرپيشگاه خداحجتي نباشد .»
همچنين ازامام رضا (ع) روايت شده كه فرمودند : « حضرت خضرازآب حيات آشاميد ، پس اوزنده است ونمي ميردتادرصوردميده شود ، البته اونزد مامي آيدوبرماسلام مي كند ، صدايش شنيده مي شود ولي خودش ديده نمي شود واوهرجاكه نامش به ميان آيد حاضرمي شود ،پس هركه ازشما اورايادكردبراوسلام كند ،اوهرسال درمراسم حج حاضراست ، تمام مناسك را انجام مي دهد ودرعرفه توقف مي كند ، بردعاي مؤمنان آمين مي گويد ، خداوند وحشت قائم مارادرهنگام غيبتش به اوبه انس مبدل مي سازد وتنها ييش رابا اوبرطرف مي نمايد » .
« نام حضرت خضر، بلياست علت اين كه خضرناميده شده اين است كه برچوب خشكي نمي نشست مگراين كه سبزمي شد ونيزگفته شده هرگاه نمازمي گذاشت اطرافش سبزمي شد وگفته اند : براي اين كه اودرسرزمين سفيدي بود كه به يكباره تكان خورده وسبزشد .»
همچنين روايت شده است : « حضرت قائم نيزازهرسرزميني بگذرد سبزوپرگياه مي شود وآب ازآنجا مي جوشد وچون ازآنجا برود آب هم فرومي رود وزمين به حال خودبر مي گردد .»
حضرت شعيب درميان قوم خودگقت :
« بقيه الله خيرلكم ان كنتم مؤمنين »
« اگرمؤمن باشيد ، باقيماندة ( حلال ) خدابراي شمابهتراست .»
امام زمان نيزهنگامي كه خروج مي كند به كعبه تكيه مي زند و313 ياربه نزديكش حاضرحاضرمي شوند ، پس ازاولين سخني كه به زبان مي آورداين آيه است « بقيه الله خيرلكم ان كنتم مؤمنين » « من بقيه الله درزمين وخليفة خدا وحجت اوبرشماهستم ، پس هيج مسلماني براوسلام نمي كند ، مگراين كه چنين مي گويد : « السلام عليك يابقيه الله في ارضه .»
همچنين روايت است : تكذيب كنندگان حضرت شعيب به آتش ابري سوختند كه برآنان سايه افكنده بود . چنان كه خداوند عزوجل مي فرمايد :
« فكذبوه فاخذهم عذاب يوم الظله انه كان عذاب يوم عظيم »
« بازاوراتكذيب كردند وبه عذاب سخت روزسايبان گرفتارشدند كه عذاب آن روزبسياردشواربود .»
درعصرظهورحضرت قائم نيزتمام بت هاومعبودهاي غيرخداخواهند سوخت .
درروايت آمده است دوران حمل حضرت موسي مخفي بودوولادتش مخفيانه صورت گرفت ، دوران حمل وولادت آقا امام زمان نيزبه همين ترتيب مخفيانه انجام شد .
حضرت موسي دوغيبت داشت كه يكي ازديگري طولاني تربود ، غيبت اول ازمصربود كه 28 سال طول كشيد ، غيبت دوم هنگام كه به سوي ميقات پروردگارش رفت ، چهل روزبه طول انجاميد چنان كه خداوند متعال مي فرمايد :
« واعدناموسي ثلاثين ليله واتممناها بعشرفتم ميقات ربه اربعين ليله »
« باموسي ، سي شب وعده گذاشتيم وآن راباده شب ديگرتمام كرديم تا آن كه وقت معين پروردگارش درچهل شب به سرآمده .»
امام زمان نيزدوغيبت دارد ، غيبت صغري وغيبت كبري .
حضرت موسي وقتي غايب شد ، قومش درمنتهاي رنج ، مشقت وذلت واقع شدند ، كه دشمنانشان پسران آنان رامي كشتند وزنانشان رازنده مي گذاشتند ، شيعيان ودوستان حضرت قائم نيزدرزمان غيبت آن حضرت درنهايت سختي وفشاروذلت مي افتند ، البته اين سختي ها ومشكلات براي آن است كه امتحان شوند تابين خوب هاوبدها فاصله افتد .
درهمين رابطه درقرآن مي خوانيم :
« ليمحص الله الذين آمنوويمحق الكافرين »
« تا كساني راكه ايمان آورده اند خالص گرداند وكافران را ( به تدريج ) نابود سازد.»
حديثي دراين باره ازحضرت اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه فرمود :
« برشيعيان روزي مي گذردكه مانند بزباشند كه شيردرنده نداند روي كدام يك ازآنان دست بگذارد ، عزت آنان ازدست رفته واحترامي برايشان نمانده وتكيه گاهي نداشته باشند .»
درواقع اين سرنوشت ازآن مردمي است كه ازمسؤوليت خودسرباززده ونسبت به مقدسات بي تفاوت وبي محبت مي باشند ودرعصرحاضربسياري ازافراددراين شرايط به سرمي برند وقرآن كريم اين نوع افراد رامخاطب قرارداده ومي فرمايد :
«ظهر الفساد في البر والبحر بما كسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملو لعلهم يرجعون »
« اين دستاورد خود مردم بود كه موجب ظهور فساد در خشكي و دريا شد تا نتيجه برخي از كارهاي خود را بچشند ، كه ( از راهي كه مي روند )باز گردند .»
در همين رابطه افراد بايد به خود آيند و در مورد سرنوشت خويش حساس بوده و از خداي منان تقاضاي فرج داشته باشند فرج و گشايش در تمامي امور كه به آنان مربوط است ، زيرا خداوند مي فرمايد :
«ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم »
« همانا ، مادام كه مردمي خود ، خويشتن را دگرگون نكنند، خدا در وضع آنان تغييري ايجاد نمي كند .»
در حقيقت ، تغيير و تحول در عملكردهاي منفي و مثبت هر دو به خود افراد بر مي گردد و پيامد و نتيجه ذره اي عمل نيك و عمل شر در سرنوشت افراد دخالت مستقيم دارد و به تحقيق خداست كه افراد را طبق اعمالشان غزت واقتدار مي بخشد و يا آنان را خوار و ذليل مي گرداند چنانكه در قرآن مي خوانيم «وتعزمن تشاء و تذل من تشاء » باشد در سايه تقوي واعمال نيك عزت و شرف ابدي از آن همگي ما گردد كه فرجام انسان و سرانجام آفرينش ، رفتن به سوي خداست « ان الي ربك المنتهي »
خداوند متعال درباره حضرت موسي (ع) مي فرمايد :
«ولقد اتينا موسي الكتاب فاختلف فيه »
« مابه موسي كتاب راداديم پس درآن اختلاف شد .»
امام محمد باقر ( ع ) مي فرمايد : اين امت در كتابي كه با حضرت قائم است اختلاف خواهند كرد تا جايي كه بسياري از مردم آن را منكر خواهند شد به همين دليل حضرت مهدي آنان راپيش مي كشد و گردنشان را مي زند.
پس از وفات حضرت موسي ، منافقان امت آن حضرت با حضرت يوشع جنگ كردند . منافقان امت رسول اكرم صلي الله عليه واله نيز با آقا امام زمان جنگ خواهند كرد.خورشيد براي حضرت يوشع باز گشت ، حضرت ولي عصر نيز با خورشيد وماه سخن مي گويد و آن ها به او پاسخ مي دهند.
خداوند متعال خلافت زمين را به حضرت داوود سپرد و خطاب به او فرمود:
« يا داود انا جعلناك خليفه في الارض فاحكم بين الناس بالحق »
« اي داوود ! ماتورادرزمين خليفه (وجانشين) گردانيديم پس ميان مردم به حق داوري كن .»
خداوند مهربان نيزآقا امام زمان رادرروي زمين خليفه قرارداده وخطاب به ايشان فرمودند.
« امن يجيب المضطراذادعاه ويكشف السوء ويجعلكم خلفاء والارض ء اله مع الله قليلا“ ما تذكرون .»
« آيا آن كيست كه دعاي بيچارگان مضطررابه اجابت مي رساند ورنج وغم وانده آنان را برطرف مي سازد وشمامسلمانان راجانشينان اهل زمين قرارمي دهد ؟ آيا باوجودخداي يكتا خدايي هست (هرگزنيست) ليكن اندك مردمي متذكراين حقيقت هستند .»
پروردگارا ! اي پايندة ابدي ، همان اندك مردمي كه متذكراين حقيقت والاهستند ازتوخداي مهربان مي پرسند پس كي مي رسد آن زمان كه رنج ها وغم ها به پايان رسد تاعالميان طبق وعدة توخداي بزرگ ازنجات يافتگان باشند درحالي كه مدت زمان مديدي است كه آنان تقاضاي ظهورسرورشان حضرت مهدي رادارند واين سؤال هرمنتظري است كه به راست او كجاست ؟
« اين المضطرالذي يجاب اذادعي .»
« كجاست آن جان به لب رسيده ازاضطراري كه سرانجام ، درخواستش به هدف اجابت دررسد .»
كجاست اميرانسان هاي رنجديدة عالم كه نا له وفغانشان به درگاه توخداي رئوف بلند است ؟
كجاست اميرشايستگان وپرهيزكاراني كه اورابه ياري خويش طلب مي كنند ، اگرچه همة اميدها وآرزوهاي مادريك جمله خلاصه شده وآن نويدي است كه هرمؤمني به برادروخواهر مؤمن خودبشارت مي دهد كه به تحقيق خداوند خلف وعده نمي كندواوست كه ازامورهمگي ما باخبراست ومي داند كه مابندگان حقيرش درنهايت بينوايي وبي كسي زمان راپشت سر مي گذاريم آن هم درساية اميدي كه پايان ندارد .
آري ، اي خداي والاوبزرگ ! هرلحظه زيرچتراميدانتظارمي كشيم تا آن روزكه اذن ظهورمولايمان رافرمان دهي كه نجات همگي ما به ظهورپرميمنت ايشان بستگي دارد وما ازتو خداي بخشنده مي خواهيم دعاي مارابه اجابت رساني واين ماييم كه مي گوييم :
الهي ! توراقسم به خوبان عالم ، توراقسم به جان پاك آن كسي كه نام مقدسش مضطر مي باشد ديگردعايش رامستجاب فرما واورا ازبنداين انتظارجانكاه آزادكن وبا اذن ظهورآن بزرگوار، دين محمدي رادرپهنة گيتي شادابي وطراوت بخش وباحضورآن سروركه اميد همة دردمندان است خوشبختي وسعادت رابه هرصاحب غمي هديه نما .
آري ، اي خداي مهربان ! باوجود آن عزيزجلوة واقعي ببخش . به اميد تحقق آن واقعةخجسته . ان شاء الله
روايت است سنگ باحضرت داوود سخن گفت ونداسرداد : اي داوود ! مرابگيروبامن جالوت رابه قتل برسان ، درموردحضرت مهدي نيزنقل شده علم وشمشيرآن سروراو راصدامي كنند ومي گويند : اي ولي خدا !خروج كن ودشمنان خدارابه قتل برسان .
حضرت داوود حضرت سليمان رابه جانشيني خودبرگزيد درحالي كه آن حضرت به سن بلوغ نرسيده بود ، آقا امام زمان نيززماني به خلافت رسيد كه كودك بود .
خداوند بادرامسخرحضرت سليمان نمود ، درهمين رابطه قرآن مجيد مي فرمايد :
« فسخر نا له الريح تجري لامره رخاء يث الصاب »
« پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مي گرفت ، به فرمان او نرم و روان مي شد.»
خداوند سبحان باد را در خدمت امام زمان قرار مي دهد چنان كه در حديثي از امام جعفر صادق (ع ) مي خوانيم پس خداوند تبارك و تعالي بادي برانگيزد كه در هر بيابان ندا كند اين مهدي است كه به قضاوت داوود و سليمان داوري مي كند دليل و بينه هم نيم خواهد .
حضرت سليمان حشمه الله بود حضرت قائم نيز حشمه الله است .
حضرت ايوب هفت سال بر بلا صبر كرد.
نقل شده : حضرت ايوب از جهت ثروت ومقام در ميان خلق محبوبيتي داشت .او داراي هفت پسر و هفت دختر بود و از هر جهت در آسايش و آرامش به سر مي برد و شب و روزش به ستايش پروردگار مي گذشت . روزي شيطان به پيشگاه احديت عرضه داشت ، سپاس و ستايش حضرت ايوب از اين جهت است كه همه نعمت ها را بر او تكميل كرده اي ، اگر اين مال ومنال و اولاد را از او بگيري هرگز زيان به شكر و ستايش باز نمي كند ، خداوند فرمود: اختيار ثروت و اولاد او را به تو سپردم پس شيطان محل سكونت و همه مزارع او را طعمه حريق ساخت و سقف خانه اش را بر سر اولادش فرو ريخت ، حضرت ايوب شكيبايي را پيشه خود ساخت و روز وشب به ستايش حضرت پروردگار سپري نمود.
روزي شيطان گفت : خدايا اگر نعمت سلامتي را از او بگيري ديگر شكر و سپاس نمي گويد خداي تبارك وتعالي براي اين كه مقام والاي حضرت ايوب آشكار شود، فرمود : تو را برجان او مسلط ساختم ولي هرگز به قلب او راه نيابي كه مالامال از ايمان و عرفان است ، شيطان شب و روز به آزار او پرداخت واو را بيمار و رنجور ساخت ولي او هرگز زبان به شكايت نگشود و تمام اوقات شبانه روز به سپاس و شماتت گشوده گفتند: اي ايوب نمي دانيم ميان تو و خدا چه گناهي گذشته كه خداوند اين چنين تو را مبتلا ساخته است ، حضرت ايوب دست ها را به سوي خدا برافراشت و عرضه داشت : پروردگارا ! ما را گزندي رسيده است وتوهم بخشاينده ترين بخشايندگاني . نقل شده : دراين دعاحضرت ايوب به گرفتاري هايش اشاره كرد ولي خداوند حاجتش رابرآورد ، سلامتي رابه اوبازگردانيد وبه تعداد فرزنداني كه به اجل طبيعي درگذشته بودند به اوفرزند عطاكرد .
مرويست : آقا امام زمان ازهنگام وفات پدرش تاكنون صبركرده است .
روايت است : به اذن خداوند چشمة آبي براي ايوب اززمين جوشيدد .
درهمين رابطه درقرآن كريم مي خوانيم :
« اركض برجلك هذامغتسل بارد وشراب »
« به اوگفتيم : باپاي خود ( به زمين ) بكوب ، اينك اين چشمه ساري سرد وآشاميدني است .»
براي حضرت قائم نيزچشمه اي اززمين جوشيد ، درهمين رابطه شيخ طوسي به سند خود ازابوسوره روايت كرده كه اوحضرت مهدي راهنگام مراجعت اززيارت كربلا ملاقات كرده است. ابوسوره مي گويد : آن شب راه رفتيم ناگاه به قبرهاي مسجدسهله رسيديم ، آقا فرمود : اين منزل من است ، سپس فرمود : توبه نزدابن الرازي علي بن يحيي مي روي ومي گويي آن مالي كه چنين وچنان علامت دارد ودر... قراردارد وبا ... پوشانده شده به توبدهد ، عرض كردم توكيستي ؟ فرمود : من محمدبن الحسن هستم ، سپس راه رفتيم تاهنگام سحربه نواويس رسيديم ، آنگاه آقانشسته وبادست زمين راكندند ناگهان ديدم آب بيرون آمد ، سپس آقا وضو گرفته وسيزده ركعت نماز خواندند .
پس من به نزدابن الرازي رفته ودرراكوبيدم ، گفت : توكيستي ؟ گفتم : ابوسوره هستم ، شنيدم باخودمي گفت : مرابا ابوسوره چه كار؟ وقتي بيرون آمد جريان رابرايش گفتم ، بامن مصاحفه كرد وسپس صورتم رابوسيد ودستم رابرصورتش كشيد ، آنگاه مراداخل خانه بردوازپايين تخت كيسه رابيرون آورد ... ، ابوسوره اين چنين حق راشناخت وبعد ازاين جريان شيعة دوازده امامي شد ، زيرا اوزيد بود .
خداوند عزوجل مردگان رابراي ايوب زنده كرد چنان كه درقرآن مي خوانيم :
« فاستجبنا له فكشفنتا مابه من ضروآتيناه اهله ومثلهم معهم رحمه من عندنا وذكري للعابدين .»
« پس (دعاي) اورا اجابت كرديم وآسيب وارده براورا برطرف نموديم وكسان اوونظيرشان راهمراه با آنان (مجدداً) به وي عطاكرديم (تا) رحمتي ازجانب ماوعبرتي براي عبادت كنندگان (باشد) .»
خداوند نيزبراي حضرت قائم ، مردگان رازنده مي كند وازجمله اصحاب كهف درنخستين روزظهورآن حضرت رجعت مي كنند ودراولين روزاعلام ظهوربا آن بزرگواربيعت مي نمايند . نام آنان بارها درميان 313 تن ازياران حضرت مهدي ياد شده است ودردولت حقه به امرآن حضرت اصحاب كهف فرمانروايان روي زمين خواهند بود .
همچنين جمعي ازاصحاب با وفاي حضرت پيامبر(ع) رجعت مي كنند ، همانان كه درطريق ولايت ثابت قدم ماندند وهرگز منحرف نشدند، اسامي تعدادي ازياران امام زمان دراحاديث آمده وبه برخي ازآنان اشاره مي شود ازجمله : سلمان فارسي ، مقداد ، جابربن عبدالله انصاري ، مالك اشتر، ابودجانة انصاري ، مفضل بن عمر، حمران بن اعين ، يوشع بن نوح ، مؤمن آل فرعون و ...
درمورد مؤمن آل فرعون آمده است :
هنگامي كه درجلسة مشورتي ، فرعون به كشتن حضرت موسي وهمة مرداني كه به او ايمان آورده اند رأي داد ، مردي ازآل فرعون كه ايمان محكم وپابرجائي به حضرت موسي (ع) داشت ومطلب بسيارحكيمانه اي گفت كه به كلي رأي حاضران درمجلس رادگرگون ساخت .
چنان كه خداوند مطالب حكيمانة اورادرسورة مؤمن چنين بيان كرده است :
« قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم ايمانه اتقتلون رجلاً ان يقول ربي الله وقدجاء كم بالبينات من ربكم وان يك كاذباً فعليه كذبه وان يك صادقاً يصبكم بعض الذي يعدكم ان الله لايهدي من هومسرف كذاب »
« مردي مؤمن ازخاندان فرعون كه ايمان خودرانهان مي داشت ، گفت : آيا مردي را مي كشيد : پروردگارمن خداست ؟ ومسلماً براي شما ازجانب پروردگارتان دلايل آشكاري آورده واگردروغگو باشد دروغش به زيان اوست واگرراستگوباشد برخي ازآنچه به شما وعده مي دهد به شما خواهدرسيد ، چون خداكسي راكه افراط كاردروغ زن باشد هدايت نمي كند.»
« فستذكرون مااقول لكم وافوض امري الي الله ان الله بصيربالعباد ، فوقاه الله سيئات مامكروا وحاق بال فرعون سوء العذاب »
« پس به زودي آنچه رابه شما مي گويم به يادخواهيد آورد و(من ) كارم رابه خدا مي سپارم ، خداست كه به حال بندگان خودبيناست . پس خدا اورااز عواقب سوء آنچه نيرنگ مي كردند حمايت فرمود وفرعونيان راعذاب سخت فروگرفت .»
خداوند حضرت عيسي رابه سوي خودبالابرد واودركودكي درگهواره سخن گفت . امام زمان نيزدركودكي درگهواره سخن گفت وخداوند اورابه سوي خويش به آسمان ها برد .
حضرت عيسي فرزند بهترين زنان زمانش مي باشد ، حضرت قائم نيزفرزند بهترين زنان زمانش مي باشد .
خداوند حكمت وويژگي هاي نبوت رادركودكي به حضرت عيسي عنايت كرد . خداوند حكمت وويژگي هاي امامت رانيزدركودكي به حضرت قائم عنايت كرد .
امام صادق (ع) دربيان شباهت حضرت حجت به حضرت عيسي فرمود :
يهودونصاري اتفاق كردند براين كه عيسي كشته شدولي خداوند عزوجل آنان راتكذيب كرد وفرمود :
«ماقتلوه وماصلبوه ولكن شبه لهم »
« اورانكشتند وبه دارنياويختند ولي امربرآنان مشتبه شد .»
غيبت قائم نيزهمين طوراست ، عاقبت اين امت به سبب طولاني شدن غيبت اورا انكار خواهند كرد بعضي هدايت نشده خواهندگفت : اصلاً متولد نشده وبعضي ديگرخواهند گفت : متولد شدومردوكساني كفرمي ورزند چون مي گويند : يازدهمين نفرازماعقيم بوده وبرخي سركش خواهندشدبه اين كه امامت رابه سيزده نفروبيشترسرايت دهند ، سپس خداي منان رامعصيت كنند وبگويند : روح قائم دركالبد ديگري واردشده واو اززبان آن حضرت سخن مي گويد .
حضرت عيسي به اذن باري تعالي مرده زنده مي كرد ، به همين دليل خداوند خطاب به آن حضرت فرمودند :
«واذتخرج الموتي باذني »
« ( اي عيسي به يادآر) هنگامي كه مردگان رابه اذن من ازقبربيرون آوردي .»
درهمين رابه شيخ بهاء الدين حديثي ازامام صادق (ع) نقل كرد ه كه فرمود : « حضرت عيسي بن مريم (ع) برروستايي گذشت كه اهالي وچهارپايان وپرندگان آن همه يكجامرده بودند حضرت فرمود : جزاين نيست كه اين ها به غضب وخشم الهي مردها ند ، اگربه طورپراكنده مرده بودند يكديگررا دفن مي كردند ، ياران آن حضرت عرض كردند : اي روح وكلمة پروردگار ! دعا كن تا خداوند آنان رابراي ما زنده كند تا به ما خبردهند كه كارهايشان چه بوده تا از آنان دوري كنيم .
پس حضرت عيسي به درگاه پرودگارش دعاكرد ، آنگاه ازجانب آسمان نداشنيد : آنان راصداكن ، شب هنگام حضرت عيسي برزمين بلندي بالا گرفت وفرمود : اي اهل اين قريه ! يكي ازميان آنان پاسخ داد : « لبيك ياروح الله وكلمه » فرمود : واي برشما ، كارهايتان چه بوده ؟ گفت : عبادت طاغوت ومحبت دنيا ، باترسي اندك وآرزويي درازوبي خبري دربازي و سرگرمي .
حضرت فرمود : محبت شمانسبت به دنياچگونه بود ؟ گفت : مانند محبت بچه نسبت به مادرش ، هروقت به ما روي مي آوردخوشحال ومسرورمي شديم ووقتي ازماروي مي گرداند گريه مي كرديم واندوهگين مي شديم .
حضرت عيسي فرمود : عبادت شمانسبت به طاغوت چگونه بود ؟ گفت : اطاعت ازاهل معصيت . حضرت فرمود : آخركارتان چگونه شد ؟ گفت : شبي باعافيت آرميديم ودرهاويه صبح كرديم .
حضرت فرمود : هاويه چيست ؟ گفت : سجين .
حضرت فرمود : سجين كدام است ؟ عرض كرد : كوه هايي ازآتش سرخ كه تاروزقيامت ما رامي گدازد .
حضرت فرمود : چه گفتيد وبه شماچه گفته شد؟ عرض كرد : گفتيم مارابه د نيابازگردانيد كه درآن زهدخواهيم كرد ، به ماگفته شد : دروغ مي گوييد.
حضرت فرمود : واي برتوچگونه است كه كسي غيرازتوبامن حرف نزد ؟ عرضه داشت : اي روح الله ، آنان بالجام هاي آتشين به دست فرشتگان غلاظ شداد دهانشان بسته شده ومن نيز درميان آنان بودم ولي ازخودشان نبودم ، هنگامي كه عذاب نازل گشت مراهم شامل شد ، من بركنارجهنم به يك تارموي آويزان هستم ، نمي دانم درآن خواهم افتاديانجات خواهم يافت ؟
پس ازاين گفتگو حضرت عيسي به يارانش فرمود : اي اولياي خدا ! خوردن نان خشك با نمك زبروخوابيدن درزباله دان ها باعافيت دردنيا وآخرت بسيارخوب است .»
درهيمن رابطه روايت شده حضرت قائم (ع) نيزمردگان رابه اذن خداي تعالي زنده مي كند .
به طورمثال درقرآن كريم مي خوانيم :
« فالذين لايومنون بالاخره ، قلوبهم منكره وهم مستكبرون »
« آنان كه به آخرت ايمان نمي آورند ، دل هايشان منكراست وآنان كبرورزندگانند.»
امام محمدباقر (ع) درتتفسيراين آيه فرمود :
« واقسموبالله جهدايمانهم لايبعث الله من يموت ، بلي وعداً عليه حقاً، ولكن اكثرالناس لايعلمون »
« باسخت ترين سوگندها ، به خداسوگند يادكردند كه خداوند كسي راكه بميردديگربر نمي انگيزد ، بلكة وعدة حتمي خداونداست ، لكن بيشترمردمان نمي دانند .»
به اميدديدارآن امام بزرگواري كه به اذن خداوند قيام خجستة ايشان تحقق مي پذيرد و درپايان اين حركت مقدس به فتح وظفري بي مانند دست مي يابد . ان شاء الله
شباهت به حضرت خاتم الانبيا (ص)
رسول خدافرمود :
« القائم المهدي من ولدي اسمه اسمي وكنيته كنيتي ؛ اشبه الناس بي خلقاً وخلقاً .... .»
« مهدي قائم ازفرزندان من است ، اسم اواسم من وكنيه اش كنية من ، ازنظرخَلق وخُلق شبيه ترين مردم به من است ... .»
آن حضرت دراحاديث ديگرفرموده اند :
« اولنامحمدوآخرنامحمدواوسطنامحمدوكلنامحمد فلاتفرقوا بيننا .»
« اول مامحمد وآخرما محمد ووسط ما محمد است وهمة ما محمديم ، پس ميان ما فرق نگذاريد .»
« لايزال هذاالدين قائماً الي اثني عشرمن قريش فاذا مضوا ساخت الارض باهلها .»
« تادوازده تن ازقريش هستند ، اين دين پابرجاست ، هنگامي كه زمين ازآنان خالي شود زمين ساكنان خودرادركامش فرومي برد .»
« السلام علي سيدنا رسول الله محمدبن عبدالله وآله الطاهرين السلام علي اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب ورحمه الله وبركاته وعلي مجالسه ومشاهده ومقام حكمته وآثارابائه آدم ونوح وابراهيم واسماعيل ... .»
« سلام برآقاي ما رسول خدا محمد بن عبدالله وبرآل پاكيزة او، سلام براميرمؤمنان علي بن ابي طالب ورحمت وبركات او(خدا) برايشان بادوبرمجالس وجايگاه هاي حضوراوومقام حكمتش وآثارپدرانش آدم ونوح وابراهيم واسماعيل ... .»
پروردگارا ! درود فرست برمحمدوآل محمد وطبق وعده ات آخرين حجت از اين خاندان شريف رابا مواريث انبيا نصرت بخش واورابه حكومت درجهان آفرينش گرامي بداروخروجش را آسان نما ، به درستي كه توشنواي اجابت كننده هستي به اميدرحمتت اي مهربانترين مهربانان .
**********
آري ، بايد درمورد خودمان وهرآنچه كه دراطراف ما مي گذرد حساس باشيم واين رابدانيم باهرگامي كه برمي داريم به فردانزديكترمي شويم ، فردايي كه سرنوشت مادرمقابل دوقضيه قراردارد ، يكي مرگ كه براي مؤمنان بسيارمبارك مي باشد ، زيراآنان نه تنها ازمرگ نمي هراسند بلكه يكي ازآرزوهايشان تحقق همين واقعة ميمون وخجسته مي باشد ، درواقع آنان واقف اند براي اين امركه مؤمنان دراين سفرروحاني به خواسته هاي الهي ومعنوي خوددست مي يابند ، به راستي چه خواسته وهدفي باشكوه ترازآن كه مؤمن ومؤمنه پس ازمرگ ، آفريدگارجهان رادرك مي كند وزندگي جديد رادركنارخوبان پشت سرمي گذارد .
ديگرظهوروحضوربزرگ منجي عاليم بشريت حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا له الفداء مي باشد كه هردوواقعه ، قيامت محسوب مي شود ، زيرابا فرارسيدن مرگ هرانسان ، قيامت اونيزآغازشده وباقيام حضرت مهدي هم قيامت آغازمي شود وانسان درهرشرايطي مسؤول است ووظيفه اي بس سنگين دارد مخصوصاً مردمي كه درواپسين روزهاي آخرالزمان به سرمي برند ، همانان كه چشم براه اند ولحظه ها رامي شمارند وباوردارند كه خداوند به وعدة خود وفا خواهد كرد وان شاء الله با ظهوريگانه منتظرزمان حضرت مهدي مهرشادي برپيشاني عالم زاده خواهد شد وما منتظران آن حضرت نيزباور داريم ، اوكه عين نوراست دردل شب همچون خورشيد طلوع خواهد كرد تا درسايه اش جهان ظلماني مابينوايان منورگردد .
آري ، باورداريم اوكه ع زيرمهاجرماشيعيان است به هجرت طولاني خودپايان خواهد بخشيد وباحضوروظهورش بذراين انتظارفراگيرواين فراق طاقت فرسا راهمچون خاكستربه بادصبا خواهد سپرد تارنگ غم ازدنيا رخت بربسته وفقط شادي بردلها وچهرها سايه افكند.
آري ، اي تنها پرستوي خدا برگرد وبا آمدنت شادي رابرفرشيان وافلاكيان هديه كن وپرچم فتح وظفررا به اهتزازدرآوروباكشتي نجات ، تشنگان عدالت وآزادي رابه ساحل خوشبختي رهنمون باش وبا برقراري حكومت عدل وداد به آنان حيات دوباره ببخش ، حيات به آناني كه دردنياي پرازفتنه وآشوب چشم به افق دوخته وبه اميد رؤيت خورشيد حياتبخش لحظه شماري مي كنند وببخش حيات مجدد را به آناني كه دردنياي باقي چشم به راه بوده وهرلحظه درانتظارآن نداي جانفزايي هستند كه دراكناف جهان طنين اندازد وبندگان خدا رامخاطب قرارداده وبگويد :
« جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً »
« حق آمد وباطل نابود شدبه درستي كه باطل نابودشدني است وثبات وبقاء ندارد .»
آري ، آن روزمبارك روز رحمت است ، رحمت براي تمامي مردان وزنان صالح كه درشرق وغرب عالم چشم به راه آقايشان حضرت مهدي (ع) هستند ، چشم به راه تا آن روزكه نداي ملكوتي فرشتة مقرب ، حضرت جبرئيل را لبيك گويند . كه مي فرمايد :
« اتي امرالله فلا تستعجلوه هذاالامهدي خليفه الله فاتبعوه »
« امرخدافرارسيد ديگرشتاب مكنيد اين است مهدي خليفة خدا ، ازاواطاعت كنيد .»
اميداست مابندگان خداباتوجه به ديگرعلايم وشاهد ظهور، به نتيجة مطلوب دست يافته وآن آمادگي لازم رادرخودايجاد كنيم . ان شاء الله
بديهي است كسي كه مؤمنين اين گونه به طورمطلق مأموربه اطاعت ازاومي شوند بايد معصوم وبركنارازخطا واشتباه باشد ، وچنانكه مسلم است دربين تمام فرقه هاي اسلامي فقط شيعه قائل به عمت امام است . علاوه براين ، تفاسيرواحاديث معتبرنيزبه اين دلالت دارند كه مرادازآيه كريمه « اطيعوا الله ... » وآيات ديگر، ائمه اثني عشر(ع) است ودراين تفاسيربه نام هاي مبارك آن بزرگواران هم تصريح شده است .
وامادرموردجهان گيرشدن دين اسلام وغلبه آن برتمام اديان كافي است به آيات 32و33 ازسورة توبه ، وآيه 28 ازسورة فتح ، وآيه 6و8 ازسوره صف ، وآيات متعددديگرتوجه شود ، درآن ها وعده ظهوروغلبه دين حق برتمام اديان شده است وعده اي كه باظهورحضرت مهدي (ع) تحقق خواهديافت واين تخلف ناپذيراست .
واما درخصوص ظهورحضرت مهدي (ع) آيات بسياري به آن تفسيرشده كه دركل متجاوزازيك صدآيه است وكتاب « المحجه فيما نزل في القائم الحجه » همه آن ها را گردآوري كرده است .
1 ـ مرويست : به سال 330 قبل ازميلاد به علت حملة اسكندرمقدوني آثارزردشت دچارحريق شده وبعدازچندين قرن درزمان ساسانيان ، موبدان زردشتي اوستاي كنوني راازقطعات پراكنده پديدآمده وبدون شك تغييرات بسياري درآن وجوددارد وديگركتب درآيين زردشت عبارتند از : كتاب زند، جاماسب نامه ، داتستان دينيك ، زراتشت نامه
2ـ جاماسب نامه ، ص 121
3 ـ منظورازفارقليط حضرت محمدمصطفي (ص) است فارقليط به معناي احمدمي باشد كه حضرت عيسي (ع) بشارت ظهورايشان رادرآخرالزمان نويد دادند واين نويد درسورة صف آية 6 آمده است .
4 ـ منظورازكلمة ايزدان درآيين زردشتي فرشتگان درجة دوم هستند .
5 ـ جاماسب نامه ، ص 121
6ـ حضرت موسي درحدود 1350 سال قبل ازميلاد مسيح درزمان سلطنت رامسيس دوم متولدشدودرزمان سلطنت منفتاح پسررامسيس به رسالت مبعوث گرديد ، آيين داراي كتاب مقدسي همچون تورات است وكتب ديگري هم نزديهوديان مورداستنادمي باشد ازجمله : كتب انبياي بني اسرائيل كه شامل هفده كتاب است كه به نبوات هفده گانه معروف مي باشد . جمع كتب مقدسة يهود 39 كتاب است وازجمله : 5 سفرتورات ، 17 كتاب نبوات ،12 كتاب داوري ،5 كتاب سرودوشعروامثال كه مربوط به انبياي مختلف است البته چندي ازاين كتب درنزدسامري ها اعتبارندارد . شناخت تحليلي اسلام و... ص 290- 289
7- برنا با يكي از حواريون حضرت عيسي (ع) بود كه در انجيل خود صريحا به آمدن پيامبر اسلام با نام فارقليط يعني (احمد) ستاينده تر ،كسي كه خدا را بيشتر از ديگران ستايش كرده است ( سوره صف ، ايه 6) اشاره كرده و بسياري از حقايق از جمله : صعود حضرت عيسي را به آسمان نقل نموده است ومطالب مدون گشته در اين كتاب موافقت بسياري با اخبار قران كريم در باب حضرت مسيح دارد ولي متاسفانه عده اي با انجيل برنابا مخالفت كرده و آن عده براي حفظ موقعيت خود باعث شدند تا اين كتاب مقدس مورد تصويب كليسا واقع نشود. اقتباس از كتاب شناخت تحليلي ...ص 306
فرستنده : محسن حميد زاده