بسم الله الرحمن الرحيم
مردمى كه به سبب تحمل جنگهاى متعدد از جنگ خسته و بيزار بودند و به پيروى از روساى خود و تحت تاثير تبليغات و وعدههاى فريبنده عمال معاويه دل به صلح و سازش بسته بودند، لازم بود بيدار شوند و متوجه گردندكه به خاطر اظهار ضعف از تحمل عواقب جنگ، و فريفتگى به وعدههاى معاويه و پيروى كوركورانه از روساى خود، چه اشتباه بزرگى مرتكب شدهاند؟! و اين ممكن نبود مگر آنكه به چشم خود آثار و عواقب شوم و خطرناك عمل خود را مىديدند/
بعلاوه لازم بود مسلمانان عملاً با چهره اصلى حكومت اموى آشنا شده و به فشارها، محروميتها، تعقيبهايى مداوم، و خفقانهايى كه حكومت اموى به عمل مىآورد، پى ببرند/
در حقيقت، آنچه لازم بود امام حسن(ع) و ياران صميمى او در آن برهه حساس از تاريخ انجام دهند، اين بود كه اين واقعيتها را عريان و بى پرده بر همگان مكشوف سازند و در نتيحه عقول و افكار آنها را براى درك و فهم اين حقايق تلخ، و قيام و مبارزه بر ضد آن، آماده سازند.
بنابراين اگر امام مجتبى(ع) صلح كرد، نه براى اين بود كه شانه از زير بار مسئوليت خالى كند، بلكه براى اين بود كه مبارزه را در سطح ديگرى شروع كند.
اتفاقاً حوادثى كه پس از انعقاد پيمان صلح به وقوع پيوست به اين مطلب كمك كرد و عراقيان را سخت تكان داد. «طبرى» مىنويسد: «معاويه(پس از آتش بس) در «نخليه» (نزديكى كوفه) اردو زد. در اين هنگام گروهى از خوارج بر ضد معاويه قيام كرده وارد شهر كوفه شدند. معاويه يك ستون نظامى از شاميان را به جنگ آنها فرستاد. خوارج آنها را شكست دادند. معاويه به اهل كوفه دستور داد خوارج را
سركوب سازند، و تهديد كرد كه اگر با خوارج نجنگند، در امان نخواهند بود!»(46)
بدين ترتيب مردم عراق كه حاضر به جنگ در ركاب اميرمومنان و حسن بن على(ع) نبودند، از طرف معاويه كه دشمن مشترك آنها و خوارج بود،مجبور به جنگ با خوارج شدند! و اين نشان داد كه در حكومت معاويه هرگز به صلح و آرامشى كه آرزو مىكردند نخواهند رسيد/
پس از شهادت حضرت مجتبى(ع) كه حسين بن على(ع) امامت را عهده دار بود، خبر جنايتهاى معاويه بلا فاصله در مدينه طنين مىافكند و محور بحث در اجتماعاتى مىگشت كه حسين بن على(ع) با شركت بزرگان شيعه در عراق و حجاز و مناطق ديگر اسلامى تشكيل مىداد. براى نمونه، هنگامى كه معاويه «حجر بن عدى» و همراهان او را كشت، عدهاى از بزرگان كوفه نزد حسين(ع) آمده جريان را به حضرت خبر دادند و پخش اين خبر موجى از نفرت در همه افراد با ايمان برانگيخت.
اين مطلب نشان مىدهد كه در آن هنگام جنبش منظمى بر ضد حكومت اموى شكل مىگرفت كه مبلغين و عوامل موثر آن، همان پيروان اندك و صميمى امام حسن(ع) بودند كه حضرت با تدبير هوشمندانه خويش جان آنان را از گزند قشون معاويه حفظ كرده بود. هدف اين گروه اين بود كه با تذكار جناياتى كه در سراسر دوران حكومت معاويه موج مىزد، روح قيام را در دلهاى مردم برانگيزند تا روز موعود فرا رسد!(50)